1- در زمینه بحران آب متاسفانه تقلیل مساله توسط فعالان سیاسی و رسانه یا بخصوص اصحاب علوم انسانی و اجتماعی به مدیران و یا سیاست و دولت و یا حتی مصرف مردم مانع حل بحران شده در حالیکه به نظرم بخش عمده مساله “معرفت شناختی” است.
2- بخش عمدهای از آسیبهای اجتماعی در دهههای اخیر در ایران ناشی از بحران آب بوده است: بحران آب مهاجرتهای گسترده در درون فلات ایران را رقم زده و به تبع آن حاشیه نشینی، فقر و دیگر آسیبهای اجتماعی و فرهنگی شیوع پیدا کردهاند.
3- در تحلیل چنین بحرانهایی جامعهشناسان تلاش میکنند خود را به عنوان یک داور بیطرف تصور کنند و معمولا سویه انتقاداتشان عمدتا به سمت عملکرد سیاسی حکومت، دولتها و یا اقتصاد سیاسی پیمانکاران فنی و مهندسی و برخی اوقات نیز «فرهنگ عمومی» جامعه در مصرف آب بوده است. معمولا هم راهحلهای ساده سازانه این طیف سیاستزده به ایجاد بازار آب و کالایی کردن آب ، طرح نکاشت و یا برساخت مفاهیمی مثل آب مجازی و… ختم شده است.
4- مهمترین عامل بحران آب در کشوری چون ایران را «سندروم ماموریت هیدرولیک» عنوان کردهاند. این سندروم به شیوع رویکرد «سازه محوری» در مدیریت منابع آب همچون تاسیس و استفاده گسترده از سدهای بتنی، کانالهای بزرگ انتقال آب و حفر چاههای عمیق و … ارجاع دارد.
اما این سندروم از چه زمانی در ایران شایع شد و چه گفتمانهای دانشی و معرفتی آن را پر و بال و توسعه دادند. از جهت سیاسی شروع این سندروم به دهه ۳۰ و ۴۰ شمسی برمیگردد که طرحهای اصل چهار ترومن و اصلاحات ارضی در ایران اجرا شد. اما اجرایی شدن این طرحها و تداوم آنها بدون زمینههای معرفتی و پشتوانههای نظری ممکن نبوده است.
5- همانطور که در رساله دکتری نشان دادهام دانش جامعهشناسی و گفتمانهای مختلف آن از چپ و لیبرال گرفته تا اسلامی سازی، خود از بانیان وضع موجود بحران آب در کشورند و برای همین نمیتوانند داوری بیطرفانهای داشته باشد و از «حکمرانی خوب» و یا «عقلانیت توسعه» دم بزنند. از همان اولین متون جامعهشناسی در ایران (کتابهای آریانپور و یحیی مهدوی و …) که توسعه و پیشرفت مساوی با تسلط تکنیکی بر بوم و اقلیم ایران در نظر گرفته شده تا همین متون اخیر که برخلاف عنوان پر طمطراق «توسعه پایدار» شان از اشاعهگرایی تکنولوژیکی و عقلانیت اروپامدارانه برای حل مسائل یاری میطلبند، جای خالی توجه به بوم و اقلیم تاریخی و فرهنگی ایران دیده میشود.
6- برخی از این گفتمانها همچون گفتمان تاریخی استبداد ایرانی که در ۸ دهه گذشته گفتمان غالب جامعهشناسی در ایران بوده (و البته هنوز نیزهست) نه تنها بیتوجه به بوم بلکه حتی ضد بوم و اقلیم ایران بودهاند. عمده کارکرد این نظریه تاریخی و گفتمان که اشراب کننده نظریات توسعهای همچون نوسازی (مدرنیزاسیون) در ایران بوده قرار دادن بوم و اقلیم و طبیعت ایرانی در مقابل توسعه و تجدد بوده است. مثلا هماکاتوزیان یکی از اصلیترین مروجان نظریه استبداد ایرانی «بوم و اقلیم ایران» را پایهای ترین عامل تضاد دولت و ملت و مانع شکلگیری انباشت و توسعه در ایران در نظر گرفته و این انگاره در دهههای اخیر در قلمروهای مختلف جامعهشناسی سیاسی، فرهنگی و توسعه در ایران به عناوین مختلف بازتولید و به یک انگاره غالب و هژمون تبدیل شده است.
7- در واقع سنت زدایی و بی اعتبار کردن قرنها دانش بومی مدیریت منابع آب در ایران و زمینه سازی برای اشاعهگرایی و ترجمه گرایی غربی در قالب تقابلهای دوگانهای چون «سنتی/مدرن» و مفاهیمی چون « جامعه در حال گذار»، «توسعه سیاسی» ، «خلقیات منفی ما ایرانیان» و… وحتی [تلقی غیر بومی از] «توسعه پایدار» از مهمترین کارکردهای این گفتمان و نظریه تاریخی بوده است. در واقع در این گفتمان هژمون “بوم ایران” مهمترین مانع توسعه بوده است و قاعدتا هر نظریه توسعه ذیل این گفتمان تاریخی هژمون در علوم انسانی و اجتماعی ما باید از مسیر غلبه یا دور زدن بوم ایران طرح میشده است. حتی برخی چارچوب های توسعه پایدار هم ذیل همین نظریه طرح شده اند.
اصل چهار ترومن و اصلاحات ارضی به عنوان نمودهای اصلی «سندروم ماموریت هیدرولیک» که نقش عمدهای در تخریب قناتها و کاریزها و دانشهای سنتی مدیریت منابع آب و کشاورزی و دامپروری در ایران داشتند در چنین زمینه معرفتی، توسط عاملیتهای توسعه در ایران دوران پهلوی امکان اجرایی شدن یافتهاند.
8- دیگر گفتمانهای جامعهشناسی از جمله چپ یا گفتمان اسلامی سازی اگرچه همچون گفتمان استبداد تاریخی غالب و هژمون نبودهاند اما به سهم خود بواسطه بیتوجهی به مساله بوم و تاریخ و فرهنگ ایران، در تداوم سندروم ماموریت هیدرولیک در ایران در دهههای اخیر نقش داشتهاند.گفتمان تاریخی چپ بواسطه تقلیلگرایی اقتصادی و گفتمان اسلامیسازی به خاطر رویکرد غیر تاریخی و ذهنگرایی حاکم بر آن اگر نگوییم ضد بوم ولی حتما غیر بومی بودهاند.
9- سندروم ماموریت هیدرولیک اگرچه از دهه ۳۰ و با عاملیت پهلویها شروع شد اما در جمهوری اسلامی نیز با قدرت و قوت تداوم یافته است. از علوم انسانی مدرن تا گفتمانهای حاکم بر حوزههای علمیه همگی یا در خصومت با بوم و یا نسبت به آن بیتوجه بودهاند.
سیاسی کردن بحران آب یا راهکارهای بازارگرایانه در حالیکه اساسا یک مساله معرفت شناختی است آن هم توسط اصحاب علوم انسانی و اجتماعی خود نشان از بحران این دیسیپلینها در جامعه ما دارد.
برچسب ها:
پربازدیدترین ها
۲۷ مرداد ۱۴۰۴
۵ مرداد ۱۴۰۴
۵ مرداد ۱۴۰۴
۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها
دیدگاهشما لغو پاسخ
نوشته های مرتبط
یادداشتی به بهانه مقاله دکتر ظریف در مجله فارینپالیسی متن اخیر دکتر ظریف…
زمان مطالعه 8 دقیقه
چند میلیون فلسطینی در کرانه باختری زندگی میکنند؛ غذا، آب، قهوه، رختخواب و… فراهم…
زمان مطالعه 2 دقیقه
1- در زمینه بحران آب متاسفانه تقلیل مساله توسط فعالان سیاسی و رسانه یا…
زمان مطالعه 4 دقیقه
استیصال، درماندگی، حیرت، و اندوه… اینها تمام داشتههای ما شدهاند در برابر اخباری که…
زمان مطالعه 3 دقیقه
یادداشت به قلم دکتر آرین طاهری گفتمان ملیگرایی سکولار و باستانگرای پهلوی، در…
زمان مطالعه 3 دقیقه
شنبه، چهارده تیر ۱۴۰۴، یک نقطۀ عطف و یک روز تاریخی برای ایران بود؛…
زمان مطالعه 3 دقیقه
1- اسرائیل تاج سر غرب است. ضربان قلب غرب است. انسان غربی صدها سال…
زمان مطالعه 3 دقیقه
🌕بی۲ و نقطه ضعف ما از ۲۰۰ سال پیش تا الان ما از حادثه…
زمان مطالعه 3 دقیقه







0