خانه

نوشته ها

تیم تحریریه

درباره اشارات

  • نوشته ها
  • پرونده ها
    • جنگ رمضان
    • رهبر شهید
      • مورد فهرست
  • تیم تحریریه
  • موضوعات
    • اقتصاد
    • جامعه
    • دین
    • سیاست
    • فرهنگ
    • هنر
  • درباره اشارات

برای جستجو تایپ کرده و Enter را بزنید

ورود | ثبت نام

خانه

نوشته ها

تیم تحریریه

درباره اشارات

  • نوشته ها
  • پرونده ها
    • جنگ رمضان
    • رهبر شهید
      • مورد فهرست
  • تیم تحریریه
  • موضوعات
    • اقتصاد
    • جامعه
    • دین
    • سیاست
    • فرهنگ
    • هنر
  • درباره اشارات

برای جستجو تایپ کرده و Enter را بزنید

ورود | ثبت نام

خانه > از بهشتِ عقل تا دوزخِ خون

  

از بهشتِ عقل تا دوزخِ خون

۵ مرداد ۱۴۰۴

0

41بازدید

سینا کلهر

از بهشتِ عقل تا دوزخِ خون
از بهشتِ عقل تا دوزخِ خون
سینا کلهر

توسط

سینا کلهر

0 دیدگاه

۵ مرداد ۱۴۰۴

استیصال، درماندگی، حیرت، و اندوه… این‌ها تمام داشته‌های ما شده‌اند در برابر اخباری که هر روزه از غزه می‌رسند؛ اخباری که استخوان را می‌سوزانند و چشم را طاقت دیدن‌شان نیست. تصاویر، یکی پس از دیگری، از ویرانی، از گرسنگی، از مرگ کودکان، مادران از بمباران که حتی برای دفن‌شان خاکی نمانده. ما، تماشاگرانی بی‌دفاع، در حلقه‌ی اخبار ایستاده‌ایم و تنها کاری که از دست‌مان برمی‌آید، آهی‌ست در دل یا گریه‌ای در خلوت یا فرار از اخبار و عکس ها تا روان مان بیش از این از هم فرونپاشد، تا آنجا که کار به جایی رسیده است که برای ماندن در مدار انسان‌بودن، گویی راهی جز امساک از خوردن، جز گرسنگیِ ارادی، برای‌مان باقی نمانده است؛ گویی تنها با نخوردن، می‌توانیم اندکی از شرمساری‌مان را فرو بنشانیم.
چه کسی فکر می کرد که روزی جهان به نقطه‌ای برسد که آخرین سنگر انسان‌بودن، گرسنگی دادن به خویشتن برای دفاع از مظلوم شود؟ که آخرین تلاش بشر برای ماندن در مدار انسانیت، امساک از خوردن باشد؟
ما به ژرفای استیصال و ناتوانی سقوط کرده‌ایم؛ چنان که گویی تنها امکان یاری‌رساندن‌مان، هم‌دردی از راه بی‌نان ماندن است. یک سال و اندی‌ست که جهانی با نزدیک به هشت میلیارد شاهد، تماشاگر مردمی‌ست که هر روز کشته می‌شوند، خانه‌های‌شان زیر خاک می‌رود، کودکان‌شان بی‌نان می‌مانند، و هنوز نه جنایت متوقف شده و نه جنایت‌کاران شرم کرده‌اند؛ بلکه برعکس، اینان امروز خود را مستحق جایزه صلح می‌دانند!
وه که چه جهان مشمئزکننده‌ای‌ست! و انسان، چه سطحی از رذالت را تجربه می‌کند. “نا-انسان” ظهور کرده و در اوج قدرت است؛ هیولایی با نقاب تمدن، که به خون‌خواری و کشتار فخر می‌فروشد؛ و در برابر او، بازمانده‌ی انسان، مستأصل و مفلوک، تنها تماشاگر مرگ تدریجی هم‌نوع خویش است.
صفحه‌ای دیگر از ننگ دارد بر پرده‌ی تاریخ حک می‌شود؛ و این بار، نه‌فقط عاملان، که ساکتان و تماشاچیان نیز، همه در این جنایت سهیم‌اند.
چنان عطش زنده‌ماندن و میل به دوام این دوزخِ بی‌معنا، در جان‌ها ریشه دوانده که حتی “فکر” مبارزه، دعوت به خیزش، یا جنگ برای عدالت، ناممکن شده است؛ از ترس آن‌که مبادا آرامش‌مان بر هم بخورد، مبادا بمبی بر سرمان فرود آید، مبادا با مرگ مواجه شویم.
ملت ایران اما در این میانه، سرافراز ایستاده است؛ تنها ایستاده، تنها هزینه داده، تنها بیش از هزار تن از بهترین فرزندانش را به این راه تقدیم کرده است. نه ساکت ماند، نه نظاره‌گر. برخاست، فریاد زد، جنگید. و باز هم دریغ که این ایستادگی، نتوانست جلوی نسل‌کشی را بگیرد.
تشت رسوایی تمامی ادعاهای اخلاقی و فلسفی غرب، مدت‌هاست فرو افتاده؛ بی‌آبروییِ تمدنی که مدعی انسان‌گرایی‌ست، اکنون عیان است. اما چه ارزش دارد زمانی که در آن گوشه‌ی فراموش‌شده‌ی جهان، در آن باریکه‌ی غریب، مردمی هنوز از گرسنگی می‌میرند، از بمباران کشته می‌شوند، و حیات‌شان لحظه‌به‌لحظه به ویرانی نزدیک‌تر می‌شود.
این است فرجام آن بهشتی که انسان می‌خواست بر زمین بنا کند. همان مدینه‌ی فاضله‌ای که عقل نوین، در سودای ساختنش، از سنت برید و از آسمان روی برتافت. همان جهانی که علم، ابزارهایش را ساخت؛ تکنولوژی، پی‌اش را ریخت؛ و عقل مدرن، درهایش را گشود؛ جهانی که قرار بود عدالت را نهادینه کند، کرامت را پاس دارد، و آزادی را به کف هر انسان بنشاند.
رویای انسانی که با بیکن آغاز شد، با دکارت سامانی یافت، در کانت و هگل اوج گرفت، و در نیچه و هایدگر شک کرد و فرو ریخت. اکنون، همین عقلِ مدرن، با همان ابزارهایی که قرار بود عدالت را ممکن سازند، نسل‌کشی را مدیریت می‌کند؛ انسان‌کشی را توجیه می‌کند؛ و با افتخار، بر ویرانه‌های اخلاق، پرچم “صلح” برمی‌افرازد.
بهشت زمینیِ موعود، سرانجام در هیأت دوزخی پدیدار شده است که تاریخ نظیرش را ندیده بود. نه در آشوویتس، نه در هیروشیما، و نه در رواندا. اکنون این دوزخ، نه از دل بربریت، که از دل عقلانیت برآمده است؛ و این، فاجعه را ژرف‌تر، و شر را ساختاری‌تر کرده است.
مدرنیته‌ای که قرار بود طرحی نو دراندازد و جهانی نو بسازد، ناتمام ماند؛ و اکنون نیمه‌کاره، نیمه‌جان و نیمه‌انسان، در میدان‌های جنگ و محاصره، و بر تن‌های بی‌جان کودکان، خود را تمام کرده است. پروژه‌ی کنش‌های ارتباطی آزاد و گفت‌وگوی عقلانی که هابرماس نویدش را می‌داد، در برابر اولین قتل‌عام، به سکوتی مرگ‌بار فرو رفت. و اکنون، این صحنه‌ی تاریخ است که همه‌ی این ناکامی‌ها و نیرنگ‌ها را با وضوح تمام به نمایش گذاشته است.

دسته بندی:

سیاست

برچسب ها:

انسانیت رژیم_صهیونیستی عقل مدرن

اشتراک گذاری:

   پربازدیدترین ها

۱۲ خرداد ۱۴۰۵

مذاکره با امریکا

۹ خرداد ۱۴۰۵

محور‌ پیام‌های رهبر انقلاب

۹ خرداد ۱۴۰۵

مقتل شهید، مزار اوست

۹ خرداد ۱۴۰۵

پیروز جنگ

۲ خرداد ۱۴۰۵

نوجوان، بازی و آینده زیست اجتماعی انسان

در بله

اشارات را دنبال کنید.

در ایتا

اشارات را دنبال کنید.

   دیدگاه ها

دیدگاهشما لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

   نوشته های مرتبط

مذاکره با امریکا
سیاست
مذاکره با امریکا

مذاکره با امریکا؛ از ایدئولوژی تا استراتژی از استراتژی تا تاکتیک 🖋حمزه وطن‌فدا مذاکرات…

مدیر سایت

زمان مطالعه 2 دقیقه

محور‌ پیام‌های رهبر انقلاب
جامعه
محور‌ پیام‌های رهبر انقلاب

 هفت نکته مهم در پیام‌های آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای از اسفندماه ۱۴۰۴ تا امروز…

محسن دنیوی
محسن دنیوی

زمان مطالعه 3 دقیقه

مقتل شهید، مزار اوست
فرهنگ
مقتل شهید، مزار اوست

چه بهتر و درست‌تر از آنکه مزار امام شهید، مشهد و منزل و مقتلش…

سید حسین شهرستانی
سید حسین شهرستانی

زمان مطالعه 2 دقیقه

پیروز جنگ
سیاست
پیروز جنگ

دیوید هرست، سردبیر پایگاه خبری «میدل ایست آی» در قطر که قبلا حدود سه…

شهاب اسفندیاری
شهاب اسفندیاری

زمان مطالعه 3 دقیقه

نوجوان، بازی و آینده زیست اجتماعی انسان
رسانه, فرهنگ
نوجوان، بازی و آینده زیست اجتماعی انسان

آیا جهان در حال تبدیل شدن به یک #بازی بزرگ است؟ این روزها بعید…

محسن دنیوی
محسن دنیوی

زمان مطالعه 3 دقیقه

مهم ترین پیام سفر ترامپ به پکن چه بود؟
سیاست
مهم ترین پیام سفر ترامپ به پکن چه بود؟

🖋 مهدی افراز مونت باتن، افسر نیروی دریایی بریتانیا و آخرین نائب السلطنه در…

مدیر سایت

زمان مطالعه 3 دقیقه

نباید گریه کرد.
سیاست
نباید گریه کرد.

🖋 فرشاد مهدی‌پور مرحوم استاد محمدعلی بهمنی (که حدود ۲ سال پیش از دستش…

مدیر سایت

زمان مطالعه 3 دقیقه

«تنگه هرمز»؛ حق انتخاب یا الزام تاریخی؟
سیاست
«تنگه هرمز»؛ حق انتخاب یا الزام تاریخی؟

🖋 مهدی مجاهد تنگه هرمز امروز دیگر فقط یک آبراه بین‌المللی نیست. این نقطه،…

مدیر سایت

زمان مطالعه 3 دقیقه

اشارات

قدمی کوتاه در راهی طولانی

اشارات نه از سیاست دوری می‌کند و نه تئوریسن احزاب می‌شود. مساله اشارات « اندیشه‌ورزی و عقلانیت انقلابی» است که فصل مشترک تمام تحلیل‌هاست.

موضوعات

  • فرهنگ
  • سیاست
  • اقتصاد
  • دین
  • هنر
  • جامعه

صفحات

  • افراد
  • نوشته ها
  • درباره اشارات
  • تماس با ما

عضویت در خبرنامه

تمامی حقوق این وبسایت متعلق به اشارات می باشد.