یادداشتی به بهانه مقاله دکتر ظریف در مجله فارینپالیسی
آقای ظریف در این متن، بر ضرورت و مطلوبیت دفاع قدرتمند ایران از سرزمینش تاکید دارد و از آنچه در جنگ اخیر ۱۲ روزه رخ داده با افتخار سخن میگوید و اتفاقاً آن را نشانه قدرت و پیشرفت بومی و استقلال ملت ایران میداند.
اما مسئله اصلی متن این است که راهحل پایدار چیست؟ متن بیان میکند که این جنگ کوتاه گذشت؛ اما چگونه میتوان از جنگهای دامنهدار و فجایع بعدی و رشد افراطیگری(به ویژه افراطگرایی اسراییلی) جلوگیری کرد؟
نکته اول اینکه متن با لحاظ سیاستهای اعلامی و کلان جمهوری اسلامی نوشته شده است و از زاویه یک تحلیلگر آمریکایی یا اروپایی میتوان نقدهای متعددی به آن وارد دانست.فقط به عنوان یک نمونه در جایی از متن آمده است:«ایران طی دههها نقش قابلتوجهی در ثبات جهانی داشته است»
واقعا میشود ایران پس از انقلاب سال ۵۷ و مجموعه رفتارهایی که داشته است را اینگونه معنا کرد؟
آیا میشود از کنار جملات صریح رهبران و سیاستمداران ایرانی در زمانه جمهوری اسلامی درباره نظم استکباری جهان معاصر به ویژه در سالهای پس از جنگ دوم جهانی و تأسیس سازمان ملل گذشت؟
هر چند ایران در تاریخ خود هیچگاه عامل بینظمی نبوده و هیچگاه مشتاق جنگ و آشوب و تشویش نبوده است؛ اما درباره نظم ناعادلانه جهان فعلی و نحوه توزیع ظالمانه قدرت و ثروت و اطلاعات در آن سکوت نکرده و حداقل در نیمقرن گذشته از پرچمداران اعتراض به این وضع و نظم موجود بوده است.
و یا در موضوعی دیگر، آیا میشود رشد و افزایش فعالیتهای سیاسی نظامی ایران در منطقه برای ایجاد جبهه مقاومت و برنامه دفاعی نظامی امنیتی ایران به ویژه برنامه موشکی آن را نادیده گرفت و آن را صرفاً یک برنامه در چارچوب ملی دید؟ قطعا ایران برای دفاع از کیان خود و دیگر ملتهای مسلمان در این نیم قرن، تلاشهای صریحی داشته و بارها این سیاست را اعلام کرده است که از تمام کسانی که در جبهه مقاومت فعال بوده و به ویژه در برابر باند جنایتکار صهیونیسم مبارزه میکنند حمایت خواهد کرد.
اگر با خودمان منصف باشیم، پاسخ به این سوالات روشن است و باید بسیاری از شواهد را نادیده بگیریم که بتوانیم چنین خوانش و روایتی از ایران داشته باشیم تا جمله دکتر ظریف درست از آب در بیاید و تلاشهای ایران را بتوان در جهت ثبات جهانی معنا کرد. البته در ادامه متن، دکتر ظریف به سه طرح ابتکاری برای صلح از سوی ایران اشاره میکنند که مشخص میشود ایشان به استناد اینگونه طرحها، شاید بر این گزاره اصرار دارند که ایران برای ثبات جهانی تلاش کرده است.طرحهای مدنظر دکتر ظریف عبارتند از طرح صلح ارائه شده در دهه ۵۰ توسط رژیم پهلوی و دو ایده گفتگوی تمدنها در دولت آقای خاتمی و ایده برجام در دولت آقای روحانی؛ اما برای همگان واضح است که این طرحها بیرون از پارادایم غالب در انقلاب و جمهوری اسلامی بوده و هیچگاه به عنوان موضع رسمی و جدی و مستمر حاکمیت نبوده است!
ایران بیشک به دنبال حفظ ثبات در نظم فعلی جهان نبوده است و به درستی بر اساس این گزاره عمل کرده است که:فرم توزیع ظالمانه قدرت در جهان پس از تأسیس سازمان ملل و به ویژه پس از پایان جنگ سرد(۱۹۸۹) به گونهای بوده است که امکان ندارد ملتی بتواند به نحوی مستقل توسعه یابد و اگر ملتی قصد دارد به پیشرفت مستقل فکر کند باید طعم تلخ و رنج بیپایان درگیری و تقابل با آمریکا و حلقههای قدرت پیرامون آمریکا را بچشد و تحمل کند.
توسعه در جهان فعلی فقط و فقط در سایه پذیرش ولایت مطلقه ایالات متحده آمریکا و متحدانش امکانپذیر است و غیر از این باید به تبدیل شدن به کره شمالی و کوبا فکر کرد و یا مانند مصر و لیبی و عراق و افغانستان و ویتنام به مخروبه تبدیل شد.
حاکمیت همواره باور داشته که مقاومت در برابر زورگویان تنها راه چاره است و باقی طرحها و مذاکرات خارج از این چارچوب محکوم به شکست و سبب استحاله انقلاب ملت ایران توسط آمریکا است.
عجیبتر این است دکتر ظریف در ادامه همین بخش از متن خود، به مرور تاریخی عهدشکنیها و رفتارهای خصمانه در برابر طرحهای ابتکاری و مبتنی بر صلح ایران اشاره میکنند و لیستی از این موارد را به خوبی مطرح میکنند.
نقطه شکست اول متن آنجاست که آقای ظریف بیان میکند که نقطه تغییر برای ایران از درون آغاز میشود. اما میزانسنی که او در کلیت متن چیده است، رفتار ایران را در این دههها معقول و منطقی و در جستجوی تفاهم و ایستادگی پای حق خود نشان میدهد و ایران رفتارهایی نداشته است که نیاز به شیفت پارادایم داشته باشد.
در جایی از متن، دکتر ظریف بیان میکنند که تمام این طرحها به دلیل غلبه پارادایم تهدید و سوءظن خنثی شدهاند.
ایکاش آقای ظریف روی همین نقطه میایستادند و مطلب را موشکافی میکردند که چرا این تجربیاتی که خودشان با دقت فهرست کردهاند، یکی پس از دیگری شکست خورده است؟عوامل شکلدهنده به پارادایم تهدید و سوءظن چه بوده است؟ چه چیزهایی باید تغییر کند که بشود این پارادایم متحول شود؟ چرا علیرغم شکستهای متعدد قبلی، امیدوار به تغییر از همان مسیرهای قبلی هستند؟
به روایت آقای ظریف، آنچه در میدان واقعیت جاری شده است، چیزی متفاوت از خواست و میل ایشان بوده است. جهان مانند آنچه در ذهن ما یا در طراحی ما در قالب طرحهای اقدام مشترک تنظیم میشوند پیش نمیرود و خاماندیشی است اگر به بنیانها این مسئله توجه نکنیم و همگان را دوباره به تکرار اشتباه دعوت کنیم.
اما نقطه عطف متن دکتر ظریف آنجاست که به تنش آفرینی جدید اسراییل به عنوان پنجره فرصت حیاتی برای ایران و همسایگان و همسرنوشتان اشاره میکند. شاید این وضع جدید ایشان را مجاب کرده است که ضمن ابراز به شکستهای متعدد گذشته، هنوز امیدوارانه دست به قلم برده و از امکان صلحی بزرگ در وضع فعلی جهان بنویسند.با همین امید و خوشبینی، ایشان در در ادامه حتی ماجرای اخیر کریدور زنگزور را فرصت و امکانی برای خلق یک همکاری منطقهای با مشارکت روسیه و ترکیه و آذربایجان و ارمنستان با همراهی آمریکا میداند که برای همه رفاه و ثروت میآورد.
اما نقطه شکست دوم متن همینجاو درباره نسبت اسراییل با جهان است.
پس تا اینجا روشن شد که متن دکتر ظریف دو نقطه شکست دارد که یکی درباره نسبت ایران در جهان معاصر است و دیگری درباره جایگاه اسراییل در نظم فعلی جهان!
گویی دکتر ظریف، تصویری فانتزی از اسراییل بیرون از فرم توزیع فعلی قدرت در جهان به محوریت آمریکا و تروئیکای اروپایی و بعد چین و روسیه و بعد حلقه سوم همراهان آمریکا یعنی کانادا، ژاپن، هند، استرالیا و…دارند.
انگار در نگاه دکتر ظریف اینگونه است که همگان اسراییل را موجودیتی مستقل و سرطانی میدانند که بینسبت با بدن فعلی جهانی است که در آن زندگی میکنیم و همه این بدن به چنین درک مشترکی مثل دکتر ظریف از اسراییل رسیده و مشتاق بیرون انداختن این عنصر ناهمگون هستند.
اما واقعیت این است که اینگونه نیست! اسراییل در نگاه آمریکا و اروپاییها غده سرطانی و عنصر نامطلوب نیست. حتی بعد از این کشتار وحشیانه و نسلکشی آشکار در قرن بیست و یکم هم هنوز اسراییل مورد حمایت آمریکا و دیگر متحدانش است.شاید ملتها اینگونه نباشند اما دولتها تا اطلاع ثانوی اینطور فکر میکنند.
شواهد متعدد و مستندات بسیار نشان میدهد که این تلقی جز یک فانتزی برای یک سیاستمدار خوشقلب ایرانی، چیز بیشتری نیست.
دکتر ظریف امیدوار است روزی را ببیند که آمریکا و اروپا تصمیم بگیرند اسراییل را کنار بگذارند و این رویا در شرایط فعلی جهان چندان در دسترس به نظر نمیرسد.
گویی ایشان و دوستانشان به روزی میاندیشند که با نزدیک شدن ایران با آمریکا و اروپا، کابوسی برای اسراییل رقم بخورد و با پیمان برای صلح و همکاری، تمام افراطیون از اسراییل و دوستانش تا بخشهای از حاکیمت ایران موسوم به کاسبان تحریم و جنگ بهت زده شده و سر به کوه و بیابان بگذارند.
برای صلح جهانی، بیشک باید اسراییل از صحنه جهان محو شود اما این اتفاق بعید است با تصمیم دلسوزانه آمریکا و اروپا و از روی اختیار و آگاهی دولتهای آنها رخ دهد و احتمالا شرایط جهان، این تصمیم را محقق خواهد کرد و خواست عمومی ملتهای جهان این مهم را رقم خواهد زد…
در فراز پایانی متن نیز دکتر ظریف به درستی اشاره میکنند که با این روند تاریخی طی شده، متقاعد کردن مردم و دولت ایران برای بازگشت به دیپلماسی دشوار است؛ اما گویی راهی جز این نیست و انتخابی غیر از گزینه دیپلماسی برای مشارکت و همکاری و صلح برای رفاه وجود ندارد و تنها گزینه پیشروی ما، جنگهای بیپایان و بحرانی قابل سرایت به تمام جهان خواهد بود و این خطر را به آمریکا و اروپا هم گوشزد میکنند.
بالاخره این تغییر پارادایم از کجا باید آغاز شود؟ایران باید از درون تغییر کند و یا آمریکا و اروپا باید تغییر کنند؟
اما ایران چه چیزی را باید تغییر دهد؟ موضع ایران در نسبت با وضعیت جهان فعلی همواره روشن بوده است و هر چه زمان گذشته، حقانیت مواضع جمهوری اسلامی ایران بیش از پیش اثبات شده است. کمپین جهانی بر علیه اسراییل و در حمایت از آزادی فلسطین نیز نشانهای بر این حقانیت و صبر تاریخی ملت و حاکمیت ایران بر اصول و شعارهایی است که امروز دیگر فقط شعار مردم ایران نیست.
دکتر ظریف در فراز پایانی متن خود تصریح میکنند که این تغییر باید از تغییر نگرش و رفتار آمریکا و اروپا آغاز شود و آنها باید تصمیم بگیرند و تغییر کنند و اسراییل را رها کنند تا از ایران هم انتظار تغییر رفتار داشته باشند. اما روشن نیست که مخاطب این دعوت کیست و چه میزان قابل تحقق است؟!
به نظر میرسد که دکتر ظریف دلسوز ملتهاست و مشتاق صلح برای رفاه و زندگی مسالمتآمیز است، اما در صحنه واقعیت، برای حفاظت از صلحی که در این کشاکش در معرض خطر نابودی و گرفتار شدن به جنگهای بیپایان است، باز تلاش دارد که به طور ضمنی به طرف ایرانی توصیه کند و نهیب بزند که شما اول رها کن…مثل برجام که ما اول به تعهدات بر اساس عرف و عقل و اخلاق عمل کردیم؛ اما آنها عهد شکستند و این سادهدلی و اخلاقی رفتار کردن ما را در چارچوب نظم بینالملل، به سخره گرفتند و توقعاتشان را بیشتر کردند و حتی وقیحانهتر از قبل، اینبار در میانه مذاکراتی که با نامه درخواست خودشان شروع شده بود، به ایران عزیز ما حمله مستقیم کردند…
دسته بندی:
برچسب ها:
پربازدیدترین ها
۲۷ مرداد ۱۴۰۴
۵ مرداد ۱۴۰۴
۵ مرداد ۱۴۰۴
۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها
دیدگاهشما لغو پاسخ
نوشته های مرتبط
یادداشتی به بهانه مقاله دکتر ظریف در مجله فارینپالیسی متن اخیر دکتر ظریف…
زمان مطالعه 8 دقیقه
چند میلیون فلسطینی در کرانه باختری زندگی میکنند؛ غذا، آب، قهوه، رختخواب و… فراهم…
زمان مطالعه 2 دقیقه
1- در زمینه بحران آب متاسفانه تقلیل مساله توسط فعالان سیاسی و رسانه یا…
زمان مطالعه 4 دقیقه
استیصال، درماندگی، حیرت، و اندوه… اینها تمام داشتههای ما شدهاند در برابر اخباری که…
زمان مطالعه 3 دقیقه
یادداشت به قلم دکتر آرین طاهری گفتمان ملیگرایی سکولار و باستانگرای پهلوی، در…
زمان مطالعه 3 دقیقه
شنبه، چهارده تیر ۱۴۰۴، یک نقطۀ عطف و یک روز تاریخی برای ایران بود؛…
زمان مطالعه 3 دقیقه
1- اسرائیل تاج سر غرب است. ضربان قلب غرب است. انسان غربی صدها سال…
زمان مطالعه 3 دقیقه
🌕بی۲ و نقطه ضعف ما از ۲۰۰ سال پیش تا الان ما از حادثه…
زمان مطالعه 3 دقیقه







0