خانه

نوشته ها

تیم تحریریه

درباره اشارات

  • نوشته ها
  • پرونده ها
    • جنگ رمضان
    • رهبر شهید
      • مورد فهرست
  • تیم تحریریه
  • موضوعات
    • اقتصاد
    • جامعه
    • دین
    • سیاست
    • فرهنگ
    • هنر
  • درباره اشارات

برای جستجو تایپ کرده و Enter را بزنید

ورود | ثبت نام

خانه

نوشته ها

تیم تحریریه

درباره اشارات

  • نوشته ها
  • پرونده ها
    • جنگ رمضان
    • رهبر شهید
      • مورد فهرست
  • تیم تحریریه
  • موضوعات
    • اقتصاد
    • جامعه
    • دین
    • سیاست
    • فرهنگ
    • هنر
  • درباره اشارات

برای جستجو تایپ کرده و Enter را بزنید

ورود | ثبت نام

خانه > خودکشی تئوریک روشنفکری

  

خودکشی تئوریک روشنفکری

۶ اسفند ۱۴۰۳

0

44بازدید

شهاب اسفندیاری

خودکشی تئوریک روشنفکری
خودکشی تئوریک روشنفکری
شهاب اسفندیاری

توسط

شهاب اسفندیاری

0 دیدگاه

۶ اسفند ۱۴۰۳

تولید انبوه اندوه و خودکشی تئوریک روشنفکری

«مرگ نبوی به‌عنوان یکی از بازیگران متمایز، نظرگیر، طناز، خلاق و بیش‌فعال آن نمایش، یک فقدان بزرگ جمعی است که در خود، به شکل آشکار و نهان، یک سوگواری جمعی نیز نهفته دارد. ما اکنون به درجات مختلف سوگواریم، برای مرگ نبوی، برای مرگ نهایی امید و برای سیطره‌ی فراگیر غربتی که اکنون، هر جا باشیم، نه خصم، بلکه همدم روزان و شبان ما شده.» (مجله‌ی حرفه: هنرمند).

عرض تسلیت دارم به جامعه‌ی هنری و مطبوعاتی در فقد ابراهیم نبوی. البته در علل سوگواری و ناکامی‌ تاریخی «روشنفکری ایرانی» سخن بسیار است. اجازه دهید به یک تناقض شگفت اشاره کنیم: آنقدر که در چند روز گذشته در سوگ این «مرگ خودخواسته» محتوا توسط جریان روشنفکری ایران تولید شد، در ۱۵ ماه گذشته در سوگ قطعه قطعه شدن و زنده‌سوزی ده‌ها هزار زن و کودک فلسطینی منتشر نشد. علت چیست؟ مگر روشنفکران ما به حقوق بشر جهان‌شمول و ارزش‌های انسانی و مدنی جهان‌روا قائل نیستند؟

وقتی تحولات اجتماعی سیصد ساله‌ی غرب اروپا را بدون ملاحظات انتقادی پسااستعماری، پسامدرن، پساسرمایه‌داری و پساسکولار بخواهید به شکل کپسولی و تزریقی به خورد جامعه‌ای بدهید که از اساس نهادهای حقیقی قدرت در آن و روند تحولات تاریخی‌اش متفاوت بوده، احساس ناکامی و شکست دور از انتظار نیست.

جریانی که غالباً خود را از ارتباط با اقشار مختلف جامعه بی‌نیاز می‌بیند اما ادعای جامعه‌شناسی دارد و با نگاه از بالا به عامه‌ی مردم و باورهای آنها مدعی «گذار از سنت‌» است، می‌خواهد با چاقوی زنگ‌زده‌ی عقل مدرن به زدودن مقدسات و تغییر ارزش‌ها و هنجارهای جامعه بپردازد.

اما همین جریان به شدت ایدئولوژیک است و از مقدسات خود غیورانه صیانت می‌کند. دستورکاری به شدت سیاست‌زده و عمدتاً وارداتی دارد. قتل‌عام امید، تولید انبوه اندوه، برساخت دائمی انگاره‌ی فروپاشی، و ممنوع‌التصویر کردن هر نشانه‌ی موفقیت و پیشرف برون‌داد عمده‌ی این جریان است.

یادداشت یکی از منتقدان ادبی درباره‌ی بیماری دوقطبی ابراهیم نبوی و برخی روشنفکران دیگر گویا است: حتی اشاره به احتمال بیماری فروغ فرخزاد در شاخص‌ترین مطبوعات فمینیستی و روشنفکری ما قدغن و تابو بوده است. کوچک‌ترین خدشه‌ به تصویر «مقدسات‌» تحمل نمی‌شود. (۱)

چندی قبل توئیت سردبیر یکی از نشریات هنری و روشنفکری کشور در تمسخر مراسم تشییع پروانه معصومی توجه مرا جلب کرد (۲). سردبیری که «بیوی» تمام انگلیسی‌اش گواه می‌دهد مخاطبش کجاست برای هنرمندان ایرانی خط و نشان می‌کشد که اگر کوچکترین نشانه‌ای از «همراهی» داشته باشید بایکوت می‌شوید.

دیوید لینچ هنرمند پرآوازه‌ی آمریکا، پس از دریافت نخل طلای کن یک فیلم تبلیغاتی به سفارش شهرداری نیویورک ساخت با موضوع «آشغال در شهر نریزیم». در ایران اگر یک فیلمساز نورسته بخواهد در مورد بهداشت فیلم بسازد به عنوان «سفارشی‌ساز» و «ارگانی» نابود می‌شود (۳).

چنان فضا را قطبی و سیاه و سفید کرده‌اند که انگار هیچ منفعت عمومی، هیچ خیر عمومی و هیچ پروژه‌ی مشترکی نیست که بتوان از طریق آن گامی برای بهبود امور مملکت و کاهش رنج ملت برداشت. اگر کسی بخواهد کوچک‌ترین قدمی در این مسیر بردارد ترور می‌شود. حتی به ابراهیم نبوی هم در این زمینه رحم نکردند.

آیا وقت آن نرسیده که در برابر شیوع این فاشیسم جدید – که با پول دشمنان ایران در سویه‌های پهلویست و رجویست در حال رشد است – جریان روشنفکری ایران، به بازاندیشی نقش و کارکرد خود و مسیر طی شده در این ۴۵ سال بپردازد؟ چند نسل روشنفکر سرگشته و به بن‌بست رسیده کافی نیست؟

تا زمانی که جریانی روشنفکری همه‌ی مشکلات جامعه را صرفاً به حاکمیت نسبت دهد و با نگاهِ ماقبل‌ِ فوکویی قدرت را صرفاً متمرکز در دستگاه‌های حکومتی ببیند و نه منتشر در همه‌ی روابط اجتماعی، و در نتیجه قدرت خود و مسئولیت بزرگ خود در وضع موجود را هیچ بیانگارد، وضع همین خواهد بود.

آقا و خانم نویسنده شما قدرت دارید. آقا و خانم هنرمند شما قدرت دارید. آقا و خانم روزنامه‌نگار شما قدرت دارید. نسبت به این قدرت مسئولیت دارید؛ نسبت به آنچه در فکرها و ذهن‌ها شکل می‌دهید. نسبت به تصویری که از ما و دیگری، از ایران و غرب می‌سازید مسئولیت دارید. چه بسا خودتان قربانی همین تصویرسازی‌ها شوید.

آقایان و خانم‌های روشنفکر! آیا مخاطرات و تهدیدها علیه ایران در سال ۱۴۰۳ کمتر از سال‌ ۱۳۰۳ است؟ آیا شما فرهیخته‌تر از محمدعلی فروغی، یحیی دولت‌آبادی، علی‌اصغر حکمت، حسین کاظم‌زاده و صدیقه دولت آبادی هستید یا اینکه رضا میرپنج فرهیخته‌تر از رهبران انقلاب اسلامی بود؟

جمهوری اسلامی انتظار ندارد نخبگان و روشنفکران مانند دوره‌ی پهلوی تا کمر مقابل «اعلی‌حضرت» خم شوند و یا دست «علیاحضرت» را ببوسند. فقط این‌قدر بذر یأس و ناامیدی در دل جوانان نپاشند. این‌قدر چشم بر نقاط روشن و امیدبخش نبندند. موفقیت ها و پیشرفت‌ها را انکار نکنند و در بازنمایی شکست‌ها و ناکامی‌ها اینقدر اغراق نکنند. (۴)

یک‌بار دیگر به فرصت‌هایی که در این چهل و پنج سال بود و با تنگ‌نظری و تنزه‌طلبی و تند روی و تنش‌زایی هدر رفت بیاندیشیم. این حسرتی که اکنون برای سال‌های آخر دهه‌ی ۷۰ در نوشته‌های سوگواران نبوی موج می‌زند آیا این پرسش را به ذهن انها نمی‌آورد که چرا آن وضعیتی که داشتیم را از دست دادیم؟ آن زمان چه تصویری از جامعه‌ی خود داشتیم؟ متن نامه‌ی «جام زهر» نمایندگان مجلس ششم را بخوانید ببینید همان سال‌ها چه تصویر سیاهی از اوضاع جامعه و کشور برساخته‌اند. (۵)

آیا نویسندگان آن نامه در سرنوشتی که برای جامعه‌ی ایران رقم زدند هیچ مسئولیتی ندارند؟ هیچ خطای تحلیل و برآورد شرایط نداشتند؟ در تشدید شکاف انتظارات و واقعیات و درنتیجه دامن زدن به یک نارضایتی و تلخی بی‌پایان که منجر به رادیکال شدن و مهاجرت و سرخوردگی شد نقشی نداشتند؟ آیا آن سیاست‌مداران و روزنامه‌نگاران و روشنفکران صرفاً قربانی بودند؟ طبعا این سوال به معنی نفی مسئولیت دیگران نیست.

دکتر کوان هریس استاد جامعه‌شناسی دانشگاه UCLA در کتاب «انقلاب اجتماعی» توضیح می‌دهد که چرا طی دهه‌های مختلف تحلیل‌گران و روشنفکرانی در داخل و خارج ایران، جمهوری اسلامی را حکومتی با یک پشتوانه‌ی مردمی کوچک و در آستانه‌ی فروپاشی و سقوط تصور کرده‌اند و همواره پیش‌بینی‌های آنها اشتباه از کار درآمده است.(۶)

روشنفکران ما تا کی قرار است سرمستِ انگاره‌ی فروپاشی باشند و به دیوار سخت واقعیت برخورد کنند و سرگردان کوچه‌های بن‌بست شوند؟ شاید برخی لبخند بزنند که برای این حرف‌ها خیلی دیر شده و دیگر «کار تمام است». اتفاقا مشکل همین نگاه است: چهل و پنج سال است برخی فکر می‌کنند کار تمام است. توقف در این وضعیت «خودکشی تئوریک» است.

و نکته‌ی آخر: کاش فعالان دانشگاهی، فرهنگی و رسانه‌ای که در روزهای اخیر انبوهی مطلب درباره‌ی «خودکشی» منتشر کرده‌ و گاه به قهرمان‌سازی پرداخته‌اند، لااقل در این موارد بهره‌برداری‌ سیاسی را کنار بگذارند و اصول و ضوابط اخلاقی و حرفه‌ای اطلاع‌رسانی در خصوص خودکشی را رعایت کنند.

دسته بندی:

جامعه, فرهنگ

برچسب ها:

امید جامعه مردم

اشتراک گذاری:

   پربازدیدترین ها

۱۲ خرداد ۱۴۰۵

مذاکره با امریکا

۹ خرداد ۱۴۰۵

محور‌ پیام‌های رهبر انقلاب

۹ خرداد ۱۴۰۵

مقتل شهید، مزار اوست

۹ خرداد ۱۴۰۵

پیروز جنگ

۲ خرداد ۱۴۰۵

نوجوان، بازی و آینده زیست اجتماعی انسان

در بله

اشارات را دنبال کنید.

در ایتا

اشارات را دنبال کنید.

   دیدگاه ها

دیدگاهشما لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

   نوشته های مرتبط

مذاکره با امریکا
سیاست
مذاکره با امریکا

مذاکره با امریکا؛ از ایدئولوژی تا استراتژی از استراتژی تا تاکتیک 🖋حمزه وطن‌فدا مذاکرات…

مدیر سایت

زمان مطالعه 2 دقیقه

محور‌ پیام‌های رهبر انقلاب
جامعه
محور‌ پیام‌های رهبر انقلاب

 هفت نکته مهم در پیام‌های آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای از اسفندماه ۱۴۰۴ تا امروز…

محسن دنیوی
محسن دنیوی

زمان مطالعه 3 دقیقه

مقتل شهید، مزار اوست
فرهنگ
مقتل شهید، مزار اوست

چه بهتر و درست‌تر از آنکه مزار امام شهید، مشهد و منزل و مقتلش…

سید حسین شهرستانی
سید حسین شهرستانی

زمان مطالعه 2 دقیقه

پیروز جنگ
سیاست
پیروز جنگ

دیوید هرست، سردبیر پایگاه خبری «میدل ایست آی» در قطر که قبلا حدود سه…

شهاب اسفندیاری
شهاب اسفندیاری

زمان مطالعه 3 دقیقه

نوجوان، بازی و آینده زیست اجتماعی انسان
رسانه, فرهنگ
نوجوان، بازی و آینده زیست اجتماعی انسان

آیا جهان در حال تبدیل شدن به یک #بازی بزرگ است؟ این روزها بعید…

محسن دنیوی
محسن دنیوی

زمان مطالعه 3 دقیقه

مهم ترین پیام سفر ترامپ به پکن چه بود؟
سیاست
مهم ترین پیام سفر ترامپ به پکن چه بود؟

🖋 مهدی افراز مونت باتن، افسر نیروی دریایی بریتانیا و آخرین نائب السلطنه در…

مدیر سایت

زمان مطالعه 3 دقیقه

نباید گریه کرد.
سیاست
نباید گریه کرد.

🖋 فرشاد مهدی‌پور مرحوم استاد محمدعلی بهمنی (که حدود ۲ سال پیش از دستش…

مدیر سایت

زمان مطالعه 3 دقیقه

«تنگه هرمز»؛ حق انتخاب یا الزام تاریخی؟
سیاست
«تنگه هرمز»؛ حق انتخاب یا الزام تاریخی؟

🖋 مهدی مجاهد تنگه هرمز امروز دیگر فقط یک آبراه بین‌المللی نیست. این نقطه،…

مدیر سایت

زمان مطالعه 3 دقیقه

اشارات

قدمی کوتاه در راهی طولانی

اشارات نه از سیاست دوری می‌کند و نه تئوریسن احزاب می‌شود. مساله اشارات « اندیشه‌ورزی و عقلانیت انقلابی» است که فصل مشترک تمام تحلیل‌هاست.

موضوعات

  • فرهنگ
  • سیاست
  • اقتصاد
  • دین
  • هنر
  • جامعه

صفحات

  • افراد
  • نوشته ها
  • درباره اشارات
  • تماس با ما

عضویت در خبرنامه

تمامی حقوق این وبسایت متعلق به اشارات می باشد.