آیا عبرتهای برجام میتواند به روزنهگشایی در مذاکرات منجر شود؟
بار دیگر بازار بحث در باب مذاکره داغ شده و برخی اهالی سیاست و اقتصاد که معمولاً مدعیِ افسونزدایی و قداستزدایی از موضوعات اجتماعی و سیاسی هستند، با نگاهی بسیار آرمانی و ایدئولوژیک به مذاکره با آمریکا به میدان آمدهاند و با ادبیات آخرالزمانی از پیامدهای عدم توافق با آمریکا سخن میگویند. به گمان من این رویکرد ایدئولوژیک اتفاقاً ضد مذاکره و ضد توافق است. در مقابل رویکرد کلی نظام در این مقوله واقعبینانه و تجربهگرایانه است. همان که چندی قبل در عبارت «دلیل؟ تجربه» نمود یافت.
برخی اشخاص و گروهها در دهههای گذشته همیشه این گزاره را مطرح کردهاند که «اگر برویم با آمریکا مذاکره کنیم مشکلاتمان حل شود»؛ چه زمان جنگ، چه زمان صلح. چه زمان غیرتحریم، چه زمان تحریم. چه زمان سازندگی، چه زمان اصلاحات. چه قبل برجام، چه زمان برجام، چه بعد از شکست برجام. چه وقتی سوریه را آزاد کردیم. چه وقتی دولت سوریه سقوط کرد. چه زمان بوش. چه زمان اوباما. چه زمان ترامپ ۱. چه زمان بایدن. چه الان.
در واقع نوعی نگاه فرا-زمانی و فرا-مکانی و شبه الهیاتی به مذاکره با آمریکا و ثمرات آن داشته و دارند. در حالی در عمل و تجربه دستاوردهای عینی و ملموس مذاکرات مخفی و آشکار با آمریکا در دهههای گذشته چندان درخشان و پرافتخار نبوده و بلکه اغلب تجربیات در این زمینه به شکست، بدعهدی و خسارت منجر شده است.
آمار شاخصهای اصلی اقتصادی دههی ۹۰ بر اساس بررسیهای اقتصادی فاجعهبارترین آمار در دهههای مختلف تاریخ معاصر از ۱۳۳۰ به این سو بوده است. یعنی حتی بدتر از دههی شصت و دوران هشت سالهی جنگ. این آمار فاجعهبار محصول چه بود؟ محصول همین ایدهی مخرب و مخدر که «برویم با آمریکا مذاکره کنیم مشکلاتمان حل میشود». با نگاهی واقعبینانه و تجربهگرایانه و بر اساس شاخصهای اقتصادی آشکار میتوان گفت این ایده خسارتبارترین ایده در تاریخ معاصر ایران بوده است. ثبت رقم ۷۰۰ کشتهی کرونا در روز محصول همین ایدهی خامدستانه بود.
بدون تردید اگر در انتخابات ۱۳۹۲ و در مذاکرات برجام این ایده مبنا و ملاک عمل سیاسی قرار نگرفته بود و سیاستمداران و مذاکرهکنندگان ما در عوض مثلا با این ایدهی جایگزین به سوی میز مذاکرات میرفتند که: «مذاکره با آمریکا ممکن است به هیچ نتیجهای نرسد یا هیچ سودی نرساند لذا بهتر است از الان به فکر راهبردها و برنامههای جایگزین هم باشیم»، قطعا همهی تخم مرغها در سبد برجام قرار نمیگرفت و آن آمار فاجعهبار اقتصادی و تلفات و خسارتها در تاریخ ما ثبت نمیشد.
برخی مسئولین ذیربط خیلی ساده و راحت شکست برجام را به خروج آمریکا تقلیل میدهند. در حالی که مشکل اصلی برجام خروج آمریکا از توافق نبود؛ عدم پیشبینی احتمال خروج آمریکا بود. بزرگواران چنان ایمان قوی و یقین قلبی و باور تزلزلناپذیر به موفقیت مذاکره و توافق داشتند که هیچ گونه نقشه و برنامهی جایگزینی برای «روز مبادا» در نظر نگرفتند. مسئولیت این خطای تحلیل و خسارات سنگین حاصل از آن تا ابد بر دوش مذاکرهکنندگان و مسئولین دولت وقت سنگینی خواهد کرد. هر جای دیگری در جهان چنین خطای فاحشی در برآورد و پیشبینی رخ داده بود، مسئولین مربوطه در افق سیاست محو میشدند.
امروز وقتی همان افراد و همفکران سیاسی و اقتصادی آنها با شور و هیجان از فوریت و ضرورت مذاکره با آمریکا سخن میگویند طبیعی است که اولاً چندان خبر جدیدی محسوب نشود و ثانیاً نگرانی از تکرار آن خطاها و خسارتها به وجود بیاید.
از سخنان برخی چهرهها و مطالب برخی رسانهها چنین برمیآید که گویی هیچ راهی برای اقتصاد ایران جز از مسیر توافق با آمریکا متصور نیستند. این جزمگرایی و جمود نتیجهاش میشود شعار خسارتبار «هر توافقی بهتر از عدم توافق است» که در برجام هم مطرح شد. با چنین شعاری پیشاپیش به طرف مقابل اعلام کردهایم که دست ما بالا است و هیچ راهی جز توافق با شما نداریم لذا: «کرم نما و فرود آ که خانه خانهی توست». بدیهی است که آمریکا در برابر چنین حریف محتاج و مفلوکی هیچ امتیازی نمیدهد. چون عرصهی روابط بینالملل اساساً جای ترحم و لطف و کرم نیست.
دیپلماتها طبعا حرفه و تخصص و شغلشان مذاکره است و قابل درک است که دائماً بر این طریق اهتمام بورزند. به تعبیر خواجه شیراز:نیست بر لوح دلم جز الف قامت یارچه کنم؟ حرف دگر یاد نداد استادم
اما روشن است که مذاکره وسیله و ابزار است و هدف و غایت نیست. اینکه قداست برای ابزار قائل شویم و از نتیجه و تجربه غافل شویم عقلانی نیست. خصوصا وقتی بارها تجربه کردیم و نتیجه حاصل نشده است. باور الهیاتی برخی سیاستمداران و دیپلماتهای ما به مذاکره با آمریکا مصداق این شعر مولانا است که فرمود:
فراموش نکنیم روزگاری کاندولیزا رایس در دولت بوش پیش شرط حضور آمریکا در مذاکرات هستهای با ایران را تعطیل کامل چرخهی سوخت اعلام میکردند. فهرست طولانی پیششرطهای پمپئو برای مذاکره با ایران پس از خروج از برجام را که همه به خاطر دارند. الان با وجود آن همه پیشرفت صنعت هستهای و موشکی و با وجود تداوم مواضع صریح جمهوری اسلامی در مورد رژیم غاصب صهیونیستی از جمله در خطبههای عید فطر اخیر، رئیسجمهور آمریکا در برابر رسانهها با افتخار اعلام میکند که بدون هیچ پیش شرطی میخواهد با ایران مذاکره کند. تفاوت شرایط گذشته و حال و مسیر طی شده و اقتدار ایران روشن است.
اکنون که جمهوری اسلامی فرصت آزمون دیگری به طرف مقابل داده تا خطاهای گذشتهی خود را جبران کند لازم است عبرت از گذشته را مدنظر قرار دهیم و به مذاکرات نگاه الهیاتی نداشته باشیم.
دولتمردان به بهانهی مذاکرات فشار نیاورند که فعالیتهای علمی و تحقیقاتی و آزمایشها در حوزهی هستهای و پرتاب ماهواره تعطیل شود. دانشمندان مملکت را خانهنشین و آواره نکنند. ببینند طرف مقابل در آستانهی مذاکره چگونه ناوها و بمبافکنهای خود را به رخ میکشد. به بهانهی مذاکرات هرگونه نقد و بررسی کارشناسی در محافل تخصصی و نشستهای پارلمانی را محدود نکنیم. بدانیم که حتی مخالفتها در داخل هم میتواند به عنوان اهرم قدرت دست مذاکرهکنندگان را باز کند که مجبور نشوند خیلی «سخاوتمندانه» به طرف مقابل امتیاز بدهند.
از طرف دیگر در عرصهی رسانه فضای مذاکرات نباید به نمایش و فتوآپ تبدیل شود. یک لشکر خبرنگار راه نیاندازند و از بالکن هتل بای بای نکنند. کل امور مملکت را معطل دود سفید مذاکرات نکنند. پا در کفش امیرکبیر نکنند و تن او را در گور نلرزانند. نه شکست مذاکرات را پایان دنیا بدانند و نه حصول توافق را به معنی حل همهی مشکلات. اگر انتظارات را در حد «روزنهگشایی» تنظیم کنند، شاید امید آن برود که برخلاف تجربیات شکست خورده و خسارتبار سابق به فضل الهی در این اوضاع آشفتهی جهانی و اشتغال ظالمین بالظالمین، فرصتها و توفیقاتی هم حاصل شود.
دسته بندی:
پربازدیدترین ها
۲۷ مرداد ۱۴۰۴
۵ مرداد ۱۴۰۴
۵ مرداد ۱۴۰۴
۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها
دیدگاهشما لغو پاسخ
نوشته های مرتبط
یادداشتی به بهانه مقاله دکتر ظریف در مجله فارینپالیسی متن اخیر دکتر ظریف…
زمان مطالعه 8 دقیقه
چند میلیون فلسطینی در کرانه باختری زندگی میکنند؛ غذا، آب، قهوه، رختخواب و… فراهم…
زمان مطالعه 2 دقیقه
1- در زمینه بحران آب متاسفانه تقلیل مساله توسط فعالان سیاسی و رسانه یا…
زمان مطالعه 4 دقیقه
استیصال، درماندگی، حیرت، و اندوه… اینها تمام داشتههای ما شدهاند در برابر اخباری که…
زمان مطالعه 3 دقیقه
یادداشت به قلم دکتر آرین طاهری گفتمان ملیگرایی سکولار و باستانگرای پهلوی، در…
زمان مطالعه 3 دقیقه
شنبه، چهارده تیر ۱۴۰۴، یک نقطۀ عطف و یک روز تاریخی برای ایران بود؛…
زمان مطالعه 3 دقیقه
1- اسرائیل تاج سر غرب است. ضربان قلب غرب است. انسان غربی صدها سال…
زمان مطالعه 3 دقیقه
🌕بی۲ و نقطه ضعف ما از ۲۰۰ سال پیش تا الان ما از حادثه…
زمان مطالعه 3 دقیقه








0