دوگانه همیاری و بیتفاوتی در جامعه ایرانی؛ ریشههای یک تضاد رفتاری
یکی از ویژگیهای پررنگ جامعه ایران در دهههای اخیر، بروز رفتارهای دوگانه در عرصه اجتماعی است؛ از یکسو، در مواجهه با بحرانها و فجایع طبیعی و انسانی مانند زلزله بم و کرمانشاه، انفجار بندرعباس، حادثه پلاسکو و نظایر آن، موجی گسترده از نوعدوستی، ایثار و یاریگری در جامعه پدیدار میشود که نهتنها از سوی رسانهها، بلکه در پژوهشهای اجتماعی نیز تأیید شده است؛ و از سوی دیگر، در زیست روزمره و در برخورد با مسائلی چون محیط زیست، فرهنگ ترافیک، رعایت حقوق جمعی یا قوانین عمومی، جامعه ایرانی با سطحی از بیتفاوتی و بینظمی اجتماعی مواجه است که محل پرسش و تأمل بسیاری از جامعهشناسان بوده است.
پیمایشهای ملی همچون «پیمایش سرمایه اجتماعی» وزارت کشور (۱۳۹۴) و مطالعات مشابه مرکز افکارسنجی ایسپا یا مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری، نشان دادهاند که ایرانیان همزمان هم تمایلات شدید نوعدوستانه دارند، و هم در سطحی از ناهنجاری و فردگرایی ساختارشکنانه به سر میبرند. این وضعیت، بهدرستی نشانگر نوعی «تعارض فرهنگی» است که ریشه آن را میتوان در فرآیند شبه مدرنیزاسیون وارداتی و گسترش سرمایهداری رانتی در ایران جستوجو کرد.
سرمایهداری در ایران، برخلاف نمونههای کلاسیک اروپایی که با نهادسازی و تقویت نظم اجتماعی همراه بود، بیشتر به صورت رانتی و وابسته به قدرت دولتی رشد کرده است. در این فرآیند، ساختارهای سنتی همیاری و روابط افقی اجتماعی، بهتدریج به حاشیه رانده شدند و فرهنگ مشارکت، جای خود را به منطق سود، رقابت و منافع فردی داد. این امر در حوزههایی چون شهرنشینی، مدیریت منابع، و تعاملات اداری آثار آشکاری برجای گذاشته و موجب گسترش بیتفاوتی، کاهش اعتماد عمومی و تضعیف مسئولیتپذیری اجتماعی شده است.
با این حال، بازماندههای سنت یاریگری در فرهنگ ایرانی، هنوز در بزنگاههای بحرانی فرصت بروز مییابند؛ چراکه در این فضاها، منطق سرمایهدارانه موقتاً تعلیق میشود و جامعه فرصت بازگشت به الگوهای سنتیِ همدلی و فداکاری مییابد. به بیان دیگر، آنچه امروز به عنوان دوگانگی در رفتار اجتماعی ایرانیان شناخته میشود، نه صرفاً نشانهی بحران فرهنگی، بلکه نشانهی تقابل دو منطق متعارض است: منطق همیاری سنتی که هنوز زنده است، و منطق فردگرایانه و بیتفاوت سرمایهداری رانتی که با فقدان نهادهای مدرنِ پاسخگو، گسترش یافته است.
به نظر میرسد تا زمانی که ساختارهای اقتصادی و سیاسی ایران بر پایه رانت، نابرابری و غیاب نهادهای پاسخگو استوار باشند، این دوگانگی نیز تداوم خواهد داشت. بازسازی اعتماد عمومی و احیای سرمایه اجتماعی، نه با شعار، بلکه با بازآرایی بنیادین در نظم اقتصادی و اجتماعی ممکن خواهد بود.
دسته بندی:
برچسب ها:
پربازدیدترین ها
۲۷ مرداد ۱۴۰۴
۵ مرداد ۱۴۰۴
۵ مرداد ۱۴۰۴
۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها
دیدگاهشما لغو پاسخ
نوشته های مرتبط
یادداشتی به بهانه مقاله دکتر ظریف در مجله فارینپالیسی متن اخیر دکتر ظریف…
زمان مطالعه 8 دقیقه
چند میلیون فلسطینی در کرانه باختری زندگی میکنند؛ غذا، آب، قهوه، رختخواب و… فراهم…
زمان مطالعه 2 دقیقه
1- در زمینه بحران آب متاسفانه تقلیل مساله توسط فعالان سیاسی و رسانه یا…
زمان مطالعه 4 دقیقه
استیصال، درماندگی، حیرت، و اندوه… اینها تمام داشتههای ما شدهاند در برابر اخباری که…
زمان مطالعه 3 دقیقه
یادداشت به قلم دکتر آرین طاهری گفتمان ملیگرایی سکولار و باستانگرای پهلوی، در…
زمان مطالعه 3 دقیقه
شنبه، چهارده تیر ۱۴۰۴، یک نقطۀ عطف و یک روز تاریخی برای ایران بود؛…
زمان مطالعه 3 دقیقه
1- اسرائیل تاج سر غرب است. ضربان قلب غرب است. انسان غربی صدها سال…
زمان مطالعه 3 دقیقه
🌕بی۲ و نقطه ضعف ما از ۲۰۰ سال پیش تا الان ما از حادثه…
زمان مطالعه 3 دقیقه








0