چند میلیون فلسطینی در کرانه باختری زندگی میکنند؛ غذا، آب، قهوه، رختخواب و… فراهم است. آنها اگر بچههای خوبی باشند حتی میتوانند نمازهایشان را به جماعت در مسجد الاقصی بخوانند؛ خیلی ثواب دارد. البته گمان نکنید دلشان برای ۲۰هزار کودک که به دست صهیونیستها سلاخی شدهاند نمیسوزد؛ چرا. آنها گاهی شاخه گلی را هم برای یادبود گوشه دیواری میگذارند. گاهی هم مقلوبه میخورند برای اعتراض. چه میشود کرد؟ آیا باید برای نجات دادن پسرعموها و دختر خالههایشان که در صف غذا در غزه کشته میشوند، قیام کنند؟ چه کار عبثی! رهبر فقید سازشکارشان راه آنها را از برادر و خواهرهای انقلابیشان در غزه جدا کرده. آنها سالهاست زیر سایه امنیت اسرائیل و با آنها بهسر میبرند. هرچند که مساحت سرزمینشان روز به روز آب میرود و اسرائیل به جهت ازدیاد جمعیتش ناچار است مدام شهرکهای جدید بسازد و برای این کار خانهها و مزارع اندک باقیمانده در دست فلسطینیهای خوب کرانه غربی را مال خود کند. چه باک! گیریم تا ۱۰ یا ۲۰ سال آینده از کرانه هم چیزی نماند. باز بهتر است از وضع اسفناک امروز غزه. گیریم آنها قدس را هم مال خود کنند و پایتخت اعلامش کنند و مقدسات مسلمانان را هتک کنند و… نبايد سخت گرفت. دولت خود گردان تضمین گرفته که تا زمانی که اهالی کرانه درباره خانوادههایشان در غزه سکوت کنند، زنده میمانند.محمود عباس یک سیاستمدار واقعبین است؛ معتدل و باتدبیر. غزه هم اگر تن میداد به ریاست او، احتمالا میتوانست تا ۱۰ سال بعد باقی بماند. آنها معتقدند هنیه و سنوار و ابوضیف عقل کافی برای اداره مملکت فسقلیشان نداشتند. هارت و پورت کردند که پیمان ابراهیم یک مرگ تدریجی بیهزینه برای فلسطین است. یک مرگ مُفت، تلف شدن به معنای حقیقی. ما نمیخواهیم مثل کَره در تابهی داغ صهیونیستها آرام آرام آب بشویم و از نابودی و تبخیرمان هیچکس مطلع نشود. اگر بناست تبخیر بشویم بگذار صدایش را جهان بشنود. بگذار اثر آتش گرفتمان روی تن این جهان بماند و رسواییاش را تا ابد روی چهره عربهای همسایه باقی بگذاریم.
ارزشش را داشت؟ خیلی از این بچهها میتوانستند به جای کشته شدن در ۷ سالگی تا ۲۰ سالگی زنده بمانند. گیرم در اردوگاه یا در زندان، در محاصره، در صف غذا و دارو. این واقعیت زندگی است. بدشانس بودهاند که در همسایگی اسرائیل بهدنیا آمدهاند. برای برگزیده بودن هر قومی، طبیعی است که اقوام دیگر به ذلت بیفتند. راه همان بود که یاسر عرفات برگزید. او واقعگرایی را بر آرمانگرایی غلبه داد. دست اسرائیل را بوسید و دست کم برای مدتی حق حیات را -ولو به ذلت و اسارات- برای مردمش خرید.غزه مساله خودش را دارد، کرانه هم مسائل خودش را. لبنان و سوریه و ایران هم همچین. نباید مسائل را با هم خلط کرد. خلط غلط است. آمريکا و اروپا هم نباید مسائلشان را با هم خلط کنند. الان مثلا اینکه اروپاییها و آمريکايیها اینقدر خرج اسرائیل میکنند و برایش دل میسوزانند خوب است؟ آیا مردمشان راضیاند که مالیاتهایشان خرج اسرائیل بشود؟ معلوم است که نه! آنها هم نباید خلط کنند. ولی نمیدانم چرا میکنند!
دسته بندی:
برچسب ها:
پربازدیدترین ها
۲۷ مرداد ۱۴۰۴
۵ مرداد ۱۴۰۴
۵ مرداد ۱۴۰۴
۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها
دیدگاهشما لغو پاسخ
نوشته های مرتبط
یادداشتی به بهانه مقاله دکتر ظریف در مجله فارینپالیسی متن اخیر دکتر ظریف…
زمان مطالعه 8 دقیقه
چند میلیون فلسطینی در کرانه باختری زندگی میکنند؛ غذا، آب، قهوه، رختخواب و… فراهم…
زمان مطالعه 2 دقیقه
1- در زمینه بحران آب متاسفانه تقلیل مساله توسط فعالان سیاسی و رسانه یا…
زمان مطالعه 4 دقیقه
استیصال، درماندگی، حیرت، و اندوه… اینها تمام داشتههای ما شدهاند در برابر اخباری که…
زمان مطالعه 3 دقیقه
یادداشت به قلم دکتر آرین طاهری گفتمان ملیگرایی سکولار و باستانگرای پهلوی، در…
زمان مطالعه 3 دقیقه
شنبه، چهارده تیر ۱۴۰۴، یک نقطۀ عطف و یک روز تاریخی برای ایران بود؛…
زمان مطالعه 3 دقیقه
1- اسرائیل تاج سر غرب است. ضربان قلب غرب است. انسان غربی صدها سال…
زمان مطالعه 3 دقیقه
🌕بی۲ و نقطه ضعف ما از ۲۰۰ سال پیش تا الان ما از حادثه…
زمان مطالعه 3 دقیقه







0