درباره پایانبندی جنگ و مسأله تنگه هرمز
#امیر_راقب
طبیعی است که با افزایش ضرباهنگ جنگ و نزدیک شدن آن به آستانهی وارد آمدنِ «ضربات بازگشتناپذیر» به طرفین درگیر، رفته رفته مسألهی «پایان جنگ» در مرکز توجهات، هم روی میز طرفین درگیر، هم نزد طرفهای متأثر از جنگ قرار گرفته است.
نخست باید توجه داشت که این جزئی از ماهیت جنگ است که اگر نتوان جنگی را با نابودی خصم به پایان رساند، دستاورد جنگ، نه «غلبه»، بلکه ورود به تعادل قدرتِ تازهای میان طرفین درگیر است. تعادلی که -با توافق یا بدون توافق- پایان جنگ را به یک «طرح سیاسی» گره میزند. جنگِ جاری میان ایران و ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونی نیز از این قاعده مستثنی نیست.
برای جمهوری اسلامی ایران که در برابر یک معرکه وجودی قرار گرفته است، اصل اینکه از این جنگ به سلامت عبور کند، یک «پیروزی آشکار» است و سخن از هر طرح سیاسی برای «پایانبندی جنگ»، در حکم «تبعات پیروزی» است. در این میان، دو حالت کلی قابل تصور است.
یک؛ حالت یا وضعیتی است که در آن، ایران بتواند تبعات پیروزی خود را تا سرحدِ کسب ترازِ تا پیش از این بیسابقهای از قدرت منطقهای و جهانی، ارتقاء بخشد. یعنی پس از این جنگ، کیفیتی از قدرت را کسب کند که هرگز تا پیش از این نداشته است.
حالت یا وضعیت دیگر، بهگونهای است که ایران بتواند از درون این جنگ، بازدارندگی امنیتی از دسترفته خود (دستکم پس از تحولات هفت اکتبر) را احیاء کند.
بنابراین ما با دو موقعیت حدّی مواجه هستیم که یک سوی آن، ما را به جایگاهی در قدرت جهانی (تسلط بر نظم ژئواکونومیک و امنیتی غرب آسیا یا دستکم یکی از قطبهای مسلط بر آن) پرتاب میکند، و سوی دیگر آن، بازگشت به موازنهی از دست رفتهی قدرت پیشین را در پی دارد (پایان انگاره ایرانی که دیگر قادر نیست از خودش دفاع کند.)
به دیگر سخن، ما در قبال تبعات پیروزی در این جنگ با یک «برنامه ضعیف» و یک «برنامه قوی» مواجه هستیم، که اتخاذ هریک از آنها به عنوان طرح سیاسی برای پایانبندی جنگ از سوی ایران، کامیابیهایی در پی دارد و میتوان گفت تنها نقطه ناکامی در این جنگ برای ایران، سقوط سیاسی و زوال سرزمینی است (دور باد).
اما کدامیک از این دو برنامه ضعیف یا قوی، و هرکدام به چه شکل و با چه جزئیاتی را میتوان بهعنوان پایانبندی مقدور جنگ پیش کشید؟ پاسخ به همه ابعاد و جهات این پرسش، با جزئیات زیادی درگیر است که پرداختن به همهی آنها دستکم از حوصله این جستار و بضاعت این نویسنده، خارج است. آنچه در این مجال، در پی آن هستم، تأکید بر این مهم است که تثبیت هریک از دو حالت مذکور، لاجرم وابسته به مسأله «تنگه هرمز» و وضعیتی است که این تنگه و کنترل و مدیریت آن در پایان جنگ خواهد داشت. به دیگر سخن، دستکم برای ایران (و حتی میتوان مدعی شد که برای طرف مقابل) پرسش پایانبندی جنگ، به پرسش از آینده تنگه هرمز گره خورده است.
منطق حاکم بر سیاست خارجی ایران (دستکم در پرونده هستهای) در ادوار مختلف آن، کم و بیش یکسان بوده است؛ خلق دستاوردهای سیاسی، اقتصادی، هستهای و نظامی و قرار دادن این دستاوردها در «موقعیت آستانهای» به منظور معامله با محدودیتهایی که بر ایران تحمیل شده است. این منطق، کم و بیش در همه پروندههای مهم سیاست خارجی ایران (حتی در جنگ تحمیلی هشتساله) حاکم بوده و دستاوردهایش نیز هماکنون پیشروی ماست. در اینجا نیز «برنامهی ضعیف» پیروزی، تابع چنین منطقی خواهد بود؛ اگر طرف مقابل متقابلاً بپذیرد که ایران نیز اجازه تجارت آزاد (رها از تحریم) را با جهان داشته باشد، ایران در مسیر ناوبری آزاد در تنگهی هرمز، اخلالی ایجاد نمیکند (میتوان شروط دیگری را نیز به این معادله افزود یا ابزار چانهزنی قرار داد)
در مقابل، «برنامه قوی» پیروزی، برنامهای خواهد بود که با اعتماد به نفسی که از نبرد با مجهزترین ارتش جهان حاصل شده است، از محدودیتهای تحمیل شده از سوی نظاماتی که این ارتش، پشتیبان آن است درمیگذرد و با نادیده گرفتن این محدودیتها، تمرکز خود را نه بر رفع تحریمها یا هر محدودیتی در این سطح، بلکه بر عبور از تحریمها و محدودیتها و با تکیه بر قابلیتهایی که از «لوله توپ» حاصل شده، معطوف میکند.
واضح است که پیگیری هریک از این دو برنامه پیروزی، مقدماتی لازم دارد اما نقطهی عطف تحقق و تثبیت هر دو برنامه، حفظ امکان مدیریت و کنترل جمهوری اسلامی ایران بر عبور و مرور از تنگه هرمز است. از یکسو، ایران حتی اگر بخواهد معادلهی ناوبری آزاد در برابر تجارت آزاد را تثبیت کند، نیازمند حفظ اهرم تنگهی هرمز، دستکم بهعنوان «تضمین ستانده» خود است و باید در نظر داشته باشد که اگر اهرم تنگهی هرمز را به عنوان «وجه معامله» از دست بدهد، طرف مقابل، بلافاصله چنان ترتیباتی را بر این تنگه حاکم میکند که ایران برای حفظ این «تضمین»، مجبور به جنگی دوباره خواهد شد.
از سوی دیگر، کسب ترازی بالاتر از قدرت کنونی به نحوی که بتواند ایران را نهتنها بهعنوان یک «طرف»، بلکه یک «پیشران» برای پیمانهایی قرار دهد که قادر هستند رژیم محدودیتهای اقتصادی و غیر اقتصادی موجود را نادیده انگارند، آشکارا مستلزم حفظ قابلیت بالفعل کنترل ایران بر دارایی استراتژیک ژئوپلیتیکی خود، یعنی تنگه هرمز خواهد بود. هرچند تحقق کامل چنین وضعیتی، مستلزم ارادهی سیاسی قدرتهای فرامنطقهای (مشخصاً چین و کشورهای بریکس) به منظور تثبیت یک اتحاد امنیتی در منطقه غرب آسیا در برابر اتحاد رو به گسترش بلوک آمریکایی-اسرائیلی است. به بیان دیگر، ایران میتواند با تکیه بر آنچه در این جنگ، ستانده است، محرک تسریع شکلگیری موازنههای نظامی-اقتصادی-ژئوپولتیکی باشد که آینده بلندمدت جهان وابسته به آنهاست.
از آنچه گفته شد، آشکار میشود که جمهوری اسلامی ایران، هریک از دو برنامه ضعیف یا قوی فوقالذکر برای تثبیت «پایانبندی جنگ» را که بخواهد در دستور کار قرار دهد، نمیتواند از امکان بالفعل مدیریت و کنترل بر تنگه هرمز صرفنظر کند. البته این به معنای تداوم انسداد این تنگه نیست (که در میانمدت نه مقدور است و نه مقبول) بلکه به این معناست که ایران نباید اصلِ امکان کنترل بر این تنگه را موضوع یا وجهالمعامله هرگونه توافقی در پایان جنگ قرار دهد. تنگه هرمز، نهتنها هیچ مابهازای معادلی در این لحظه ندارد، بلکه حفظ امکان کنترل بر عبور و مرور آزاد در این تنگه (مشروطسازی آن به هماهنگی با ایران)، حتی اگر هیچ ستاندهی نقدی نیز در مقابل آن وجود نداشته باشد، خود، یک ستانده و دارایی استراتژیک است که این جنگ، به تثبیت آن میارزیده و امکانات ژئوپلیتیکی و اقتصادی بسیاری را در آینده نزدیک و در نبردهای بزرگ و تعیینکنندهی جهانی به ایران میبخشد.
دسته بندی:
برچسب ها:
پربازدیدترین ها
۱۲ خرداد ۱۴۰۵
۹ خرداد ۱۴۰۵
۹ خرداد ۱۴۰۵
۹ خرداد ۱۴۰۵
۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها
دیدگاهشما لغو پاسخ
نوشته های مرتبط
مذاکره با امریکا؛ از ایدئولوژی تا استراتژی از استراتژی تا تاکتیک 🖋حمزه وطنفدا مذاکرات…
زمان مطالعه 2 دقیقه
هفت نکته مهم در پیامهای آیتالله سید مجتبی خامنهای از اسفندماه ۱۴۰۴ تا امروز…
زمان مطالعه 3 دقیقه
چه بهتر و درستتر از آنکه مزار امام شهید، مشهد و منزل و مقتلش…
زمان مطالعه 2 دقیقه
دیوید هرست، سردبیر پایگاه خبری «میدل ایست آی» در قطر که قبلا حدود سه…
زمان مطالعه 3 دقیقه
آیا جهان در حال تبدیل شدن به یک #بازی بزرگ است؟ این روزها بعید…
زمان مطالعه 3 دقیقه
🖋 مهدی افراز مونت باتن، افسر نیروی دریایی بریتانیا و آخرین نائب السلطنه در…
زمان مطالعه 3 دقیقه
🖋 فرشاد مهدیپور مرحوم استاد محمدعلی بهمنی (که حدود ۲ سال پیش از دستش…
زمان مطالعه 3 دقیقه
🖋 مهدی مجاهد تنگه هرمز امروز دیگر فقط یک آبراه بینالمللی نیست. این نقطه،…
زمان مطالعه 3 دقیقه








0