تأملّی در پیوست رسانهای جنگ تحمیلی سوم
🖋آرین طاهری
دفاع ما نمیتواند محدود به عملیاتهای نظامی باشد؛ ما همزمان با دفاع از حقوقمان در تنگه هرمز، در میدان رسانهها نیز درگیر یک جنگ نامتقارن هستیم که خسارتها و نیز دستاوردهای درگیری در آن میتواند به همان بزرگمقیاسی پیامدهای نبرد نظامی باشد؛ و چه بسا دیرپاتر از آن. رسانههای استعماری، هدف ایجاد شکاف شناختی در جبهههای مختلف این عرصه گسترده را دنبال میکنند.
برای عرصه جنگ رسانهای حاضر، چهار جبهه قابل ترسیم است: جبهه ملّتی (برای ایجاد انسجام، تقویت روحیه همدلان دفاع میهنی و ترمیم شکاف شناختی در افکار عمومی مردم ایران در قبال جنگ)، جبهه فراملّتی (مجموعهای از تلاشها برای برقراری ارتباطی مستمر و معنادار با جوامع و اجتماعات مردمی همدل با مقاومت ایران در برابر تجاوز آمریکا و رژیم صهیونی در نقاط مختلف جهان است)، جبهه مرزی (شامل جوامع و اجتماعات مردمی در نقاط مختلف جهان که درباره چرایی شعلهور شدن این جنگ چیزی نمیدانند یا به آن اهمیت نمیدهند امّا با تبعات آن دست به گریبان هستند یا به زودی خواهند شد؛ از جمله مردم آمریکا) و جبهه افکار عمومی دشمن.
کلانراهبرد دشمن در پیشبرد جنگ نظامی، تبدیل جمهوری اسلامی به یک حاکمیت ورشکسته و ناتوان است که قادر به برآورده کردن نیازها و انتظارات مردم خود نیست. کلانراهبرد ایران در مقابله، ایجاد تنش اقتصادی در مقیاس جهانی است به گونهای که بتواند نیروی اجتماعی گستردهای را علیه تصمیم سیاسی حاکمیتهای متجاوز برانگیزد و آنان را به این واسطه از ادامه دادن به جنگ دستکم برای دههها منصرف کند. با این درک از کلانراهبردهای دو طرف در پیشبرد جنگ، تنازع در دو جبهه از جبهههای چهارگانه نبرد رسانهای تعیینکنندهتر و حساستر بنظر میرسد. کانون اصلی نبردهای رسانهای ما باید معطوف به هدف تفوق در «جبهه ملّتی» و «جبهه مرزی» طراحی شود.
شاید مرور مصادیقی مرتبط با عملیات رسانهای خودی و دشمن درگیر انضمامی و ملموس از بایسته های راهبردی نبرد رسانهای به دست دهد. چندی پیش، نشریه شناختهشده اکونومیست، تصویر روی جلد خود را به نقشی از یک دست که انگشتری منقش به پرچم ایران در انگشت دارد و نقشه جهان را در مشت خود مچاله کرده است، اختصاص داد. کمی پیشتر از آن، ایلان ماسک نیز توییت پربازدیدی منتشر کرد که در آن در یک تصویر شماتیک، تمام دستاوردهای فناورانه پیشنگری شده برای جهان توسعهیافته تا سال 2040 را وابسته به ثبات تنگه هرمز نشان میداد. هر دو تصویر در رسانههای داخلی با شکلی از مباهات به اعتراف دشمن نسبت به قدرت ایران و تأثیرگذاریاش بر نظم جهانی بازتاب پررنگی پیدا کرد. امّا این بهرهبرداری داخلی رسانههای ما (احتمالاً به منظور تقویت روحیه همدلان دفاع میهنی در جبهه ملتی) از تصویری بود که انسان-رسانههای نفوذمند دشمن با هدف ارائه تصویری شرارتبار از کشوری که با کنترل تنگه هرمز قصد دارد نفس آینده جهان پیشرفته را به شماره انداخته، تولید کرده بودند (احتمالاً با هدف تأثیرگذاری بر افکار عمومی جبهه مرزی). این خطی است که به احتمال قوی تا هر زمان که کنترل تنگه هرمز ادامه پیدا کند، مدام تقویت خواهد شد.
این تبلیغات رسانهای، ذهن شهروندان توسعهخواه جهانی را هدف میگیرند. این تصاویر آنها را آماده میکند تا نیرویی را که در این صحنه نقش «شیطان ضدتوسعه» را ایفا میکند اجمالاً بشناسند: ایران! کشوری منزوی از جریان اصلی اقتصاد جهانی که حالا برای نجات خود از مهلکه جنگ، آینده جهان را به گروگان گرفته است.
آیا ما هم باید شهروندان جهانی توسعهخواه را مخاطب خود قرار دهیم؟ با توجّه به انزوای ایران از روندهای مولد اقتصاد و فناوری در جهان، صدای ما به گوش چنین مخاطبانی نخواهد نشست. مخاطبان ما تودههای اقشار آسیبپذیری از مردم در جوامع مختلف هستند که حجمی به مراتب انبوهتر نسبت به مخاطبان رسانههایی همچون اکونومیست یا انسان-رسانههای نفوذمندی چون ایلان ماسک دارند. برای این مخاطب انبوه و پراکنده باید چگونه جنگ را به نمایشی برای تماشا کردن تبدیل کرد؟
آیا کلیپی که نشان میدهد مردم در هند یا فیلیپین برای دریافت سوخت صف کشیدهاند (با فرض صحت انتساب این تصاویر به تبعات بسته شدن تنگه هرمز) و یا ولاگی با این مضمون که «با پول یه باک بنزین در آمریکا، از فروشگاههای زنجیرهای در ایران چه چیزهایی میشود خرید!»، نمایش رسانهای مطلوب ما برای هدایت افکار عمومی در جبهه مرزی را برپا میکنند؟
پاسخ به وضوح منفی است؛ چرا که این محتواهای رسانهای، بر همان ایده «گروگانگیری» ایران صحه میگذارند، آن هم در سطح مردم عادی و احتمالاً آسیبپذیرترین اقشار آنها در جوامع مختلف.
مأموریت دشوار انسان-رسانههای ما در نمایشیسازی جنگ، توجیه و تفهیم «موقعیت حاج کاظم» برای افکار عمومی جبهه مرزی در سراسر جهان است.
مردم بیخبر از همه جایی که دیر یا زود در گوشه گوشه جهان تبعات جنگافروزی رذلترین سیاستمداران دوران را در قالب انواع فشارهای معیشتی با گوشت و پوست خود لمس میکنند، شبیه مسافران «آژانس شیشهای» هستند که نمیدانند چرا وسط چنین معرکهای قرار گرفتهاند. آنها «گروگان» تصمیم راهبردی ما برای بستن تنگه هرمز نیستند؛ آنها «شاهدان» ما هستند. آنها باید بدانند که محرومیت مظلومانه مردم مقاوم ایران و کشورهای غرب آسیا در طول دههها، حالا به سرمایهای تاریخی تبدیل شده است برای آزاد شدن فریادهای در گلو مانده و از یاد رفته مردم سایر نقاط جهان که از بردگی مدرن دلزدهاند و ارزش آزادگی را درک میکنند.
برای نیل به این مقصود، باید نقشی فعال در نمایش جنگ برای آنان طراحی کرد، نه نقشی منفعل، شبیه «گروگانها». مردمان زیادی در سراسر جهان حاضرند بهای دفاع از آزادگی را بپردازند، اگر متقاعد شوند که واقعاً زمان آن فراسیده است.
شاید به ذهن خواننده چنین برسد؛ مثل آن مأمور جوان نیروی انتظامی که از حاج کاظم میپرسد «شاهد اختیارش دست خودش است؛ اینها هم همینطورند؟»
پاسخ همان است که حاج کاظم میگوید: «من حرفم رو زدم!». دفاع ما نمیتواند محدود به عملیاتهای نظامی باشد؛ ما همزمان با دفاع از حقوقمان در تنگه هرمز، در میدان رسانهها نیز درگیر یک جنگ نامتقارن هستیم.
دسته بندی:
برچسب ها:
پربازدیدترین ها
۱۲ خرداد ۱۴۰۵
۹ خرداد ۱۴۰۵
۹ خرداد ۱۴۰۵
۹ خرداد ۱۴۰۵
۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها
دیدگاهشما لغو پاسخ
نوشته های مرتبط
مذاکره با امریکا؛ از ایدئولوژی تا استراتژی از استراتژی تا تاکتیک 🖋حمزه وطنفدا مذاکرات…
زمان مطالعه 2 دقیقه
هفت نکته مهم در پیامهای آیتالله سید مجتبی خامنهای از اسفندماه ۱۴۰۴ تا امروز…
زمان مطالعه 3 دقیقه
چه بهتر و درستتر از آنکه مزار امام شهید، مشهد و منزل و مقتلش…
زمان مطالعه 2 دقیقه
دیوید هرست، سردبیر پایگاه خبری «میدل ایست آی» در قطر که قبلا حدود سه…
زمان مطالعه 3 دقیقه
آیا جهان در حال تبدیل شدن به یک #بازی بزرگ است؟ این روزها بعید…
زمان مطالعه 3 دقیقه
🖋 مهدی افراز مونت باتن، افسر نیروی دریایی بریتانیا و آخرین نائب السلطنه در…
زمان مطالعه 3 دقیقه
🖋 فرشاد مهدیپور مرحوم استاد محمدعلی بهمنی (که حدود ۲ سال پیش از دستش…
زمان مطالعه 3 دقیقه
🖋 مهدی مجاهد تنگه هرمز امروز دیگر فقط یک آبراه بینالمللی نیست. این نقطه،…
زمان مطالعه 3 دقیقه








0