🖋 مهدی افراز
مونت باتن، افسر نیروی دریایی بریتانیا و آخرین نائب السلطنه در هند به ماهتما گاندی می گوید؛ اگر ما همین الان اینجا را ترک کنیم، آشوب همه جا را فراخواهد گرفت و گاندی پاسخ می دهد؛ بله! اما این آشوب مال خودمان خواهد بود.
جهان طی دو قرن گذشته در سایه سلاطین لیبرال خود، ابتدا بریتانیا و سپس ایالات متحده زیسته است. دو قدرت که از طریق ایجاد و حفظ یک اقتصاد جهانی، مراقبت از مسیرهای تجارت و خطوط دریایی، ایفای نقش وام دهنده نهایی، نگهداری از ذخایر ارزی، غلبه در سرمایه گذاری خارجی و باز نگه داشتن خود، نظم موجود را حفظ کرده اند.
ما هنوز به جهانی می اندیشیم که در آن یک قدرت نوپدید به نام چین در تلاش برای برهم زدن این وضع دویست ساله یا در نظم غربی ادغام شود و آخرين امیدها برای تغییر وضعیت جهانی بر باد رود و یا خود را بیرون از آن تعریف کرده و محور جهان ضدآمریکایی شود. در حالیکه پکن راه سومی را برگزیده؛ ورود به نظم غربی و تلاش برای بازسازی مجدد آن اما اینبار حول مؤلفه های قدرت خود.
در سفر ترامپ و هیأت امریکایی به پکن و دیدار با رهبران و مقامات چینی هیچ بارقه جدیدی برای خلق یک دنیای جدید بر اساس نظام ارزشی متفاوت دیده نمی شود. در گفتگوها حول جنگ ایران، هیچ گفتار انسانی، حق مدارانه، خیرخواهانه و عدالت طلبانه ای مخابره نشده و حتی هیچ پرسش و پاسخی پیرامون چراییِ کشتار ده ها دانش آموز معصوم مینابی هم رد و بدل نشده است. موضوع منازعه ایران برای آمریکا و چین، ایران نیست، خودشان است.
اگر نظم جدیدی به محوریت چین و جابجایی قدرت به شرق پدید بیاید، مفهوم این جابجایی ورود ما به جهان ضدآمریکایی نیست، حداکثر ما درحال قدم گذاشتن به جهان پساامریکایی هستیم.
جهان در شیب تند تغییرات قرار گرفته و دو سرنوشت در انتظار آن است؛
اول؛ شکل گیری نظم دوقطبی به محوریت امریکا و چین
دوم؛ شکل گیری بی نظمی چند قطبی به محوریت امریکا، چین و مقاومت
نظم دوقطبی چین – آمریکا به جهت غیرانسانی، بیگانگی با حقیقت، شرپایه و ناعادلانه بودن، هیچ نظمی را دربلندمدت برای بشر به ارمغان نخواهد آورد. ظاهرش نظم جدیدی است که در زیر پوسته اش شدیدترین بی نظمی سامان خواهد گرفت.
بی نظمی چند قطبی که یک ضلع آن مقاومت باشد، چارچوب های شکل دهنده به عاقبت عالم را آنقدر جابجا می نماید که نهایتا در نقطه ثبات و تعادل نهایی مستقر شود. آشوبی که متعلق به خودمان باشد نهایتاً آرام خواهد گرفت و این فلسفه وجودی مقاومت بوده و خواهد بود.
آن هایی که در نسخه های خود لازمه آشوب ناک نشدن خلیج فارس، پس از خروج آمریکا را ورود چین و روسیه به آن می بینند، از مسیر تاریخی که تاکنون طی کرده ایم و مسئولیتی که در قبال آینده داریم، درک سالمی ندارند. تنها مسیری که تمامی هزینه ها و خسارت های جنگ جاری را برای ما به دستاورد تبدیل می نماید، جایگزینی خلأ قدرت نظامی و سپس سیاسی و سپس اقتصادی آمریکا در خلیج فارس با قدرت مقاومت است، حتّی اگر به قیمت دورانی پرآشوب در مرزهای جنوبی باشد. واقع بینانه ترین قرائت از هم سرنوشتی با همسایگان جنوبی نیز همین است و لازمه قطعی آن تبدیل محور مقاومت به بلوک مقاومت است. بلوکی که هم شرق و هم غرب، اگر میخواهند منفعتی از خلیج فارس داشته باشند، می باید تابع قواعد و چارچوب های آن باشند و این مهم ترین پیامی است که از سفر ترامپ به چین باید به ما منتقل شده باشد.
دسته بندی:
برچسب ها:
پربازدیدترین ها
۱۲ خرداد ۱۴۰۵
۹ خرداد ۱۴۰۵
۹ خرداد ۱۴۰۵
۹ خرداد ۱۴۰۵
۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها
دیدگاهشما لغو پاسخ
نوشته های مرتبط
مذاکره با امریکا؛ از ایدئولوژی تا استراتژی از استراتژی تا تاکتیک 🖋حمزه وطنفدا مذاکرات…
زمان مطالعه 2 دقیقه
هفت نکته مهم در پیامهای آیتالله سید مجتبی خامنهای از اسفندماه ۱۴۰۴ تا امروز…
زمان مطالعه 3 دقیقه
چه بهتر و درستتر از آنکه مزار امام شهید، مشهد و منزل و مقتلش…
زمان مطالعه 2 دقیقه
دیوید هرست، سردبیر پایگاه خبری «میدل ایست آی» در قطر که قبلا حدود سه…
زمان مطالعه 3 دقیقه
آیا جهان در حال تبدیل شدن به یک #بازی بزرگ است؟ این روزها بعید…
زمان مطالعه 3 دقیقه
🖋 مهدی افراز مونت باتن، افسر نیروی دریایی بریتانیا و آخرین نائب السلطنه در…
زمان مطالعه 3 دقیقه
🖋 فرشاد مهدیپور مرحوم استاد محمدعلی بهمنی (که حدود ۲ سال پیش از دستش…
زمان مطالعه 3 دقیقه
🖋 مهدی مجاهد تنگه هرمز امروز دیگر فقط یک آبراه بینالمللی نیست. این نقطه،…
زمان مطالعه 3 دقیقه







0