صعود به قله اورست، رشد هشت درصدی و آینده مقاومت
اپیزود اول
در مستند “Everest(2015)” و همینطور در مستند “Beyond the Edge(2013)” از چهار نقطه بحرانی و بسیار پرخطر در نزدیکی قله اورست صحبت میشود و اینکه هیلاری استپ، بحرانیترین نقطه در مسیر فتح قله اورست است و جان بسیاری از مشتاقان فتح این قله را گرفته است.چندین مستند دیگر هم در این زمینه ساخته شده و حتی کتابها و مقالاتی درباره خطراتی که در نزدیکی قله اورست در کمین کوهنوردان است نوشته شده است.
مناطق نزدیک به قله اورست که ارتفاع آن 8849 متر است به دلیل ترکیبی از عوامل طبیعی و انسانی، یکی از خطرناکترین بخشهای صعود محسوب میشود. یکی از تلخترین خاطرات افرادی که موفق به فتح قله شدهاند، مواجه شدن با اجساد کسانی است که نزدیک قله کم آورده و احتمالا در اوج ناامیدی زندگی شان به پایان رسیده است.
ظاهراً از ارتفاع 8000 متر به بعد افراد وارد Death Zone یا منطقه مرگ میشوند که اکسیژن کاهش مییابد و دچار هیپوکسی یا کمبود اکسیژن در مغز شده و توانایی تصمیمگیری و هماهنگی حرکتی افراد مختل میشود.
چندین عامل دیگر هم در مقالات و مستندها درباره چالشهای نزدیک به قله در مسیر فتح اورست مطرح شده است که یکی از اصلیترین آنها مشکل یاس و ناامیدی است که باعث میشود مشکلات دیگر با قدرت بیشتری روی ذهن و جسم کوهنورد اثر بگذارند و افراد را به مرگ و یا بازگشت از مسیر نزدیک کنند.
▫️اپیزود دوم
در سال 1403 چندین مورد پیش آمد که نکات رهبر معظم انقلاب مورد نقد و تمسخر برخی افراد و جریانهای سیاسی و بدنه اجتماعی حامی این جریانات قرار گرفت؛ برای مثال درباره تاکید ایشان بر ضرورت رسیدن به رشد اقتصادی هشت درصدی، این اتفاق افتاد.
درباره پایدار ماندن جبهه مقاومت پس از شهادت سیدحسن نصرالله و فرماندهان حماس و حزبالله و سقوط سوریه، مجدد این اتفاق رخ داد. حتی وقتی رهبری از قیام جوانان سوری گفتند باز موج انتقادات بالا گرفت و از سوی منتقدین ایشان مطرح شد که این تصورات رهبری اشتباه است.
در سخنرانی روزهای اخیر در دیدار با دانشجویان در اسفند 1403 هم روایت رهبر معظم انقلاب از وضعیت ما و جبهه مقاومت روایتی متفاوت از درک عمومی بود و ایشان تاکید کردند که نه تنها از همین موقع در سال گذشته ضعیفتر نشدیم، بلکه قویتر هستیم!
این جملات باعث تعجب منتقدین و مخالفین و حتی برخی از هوادارن جمهوری اسلامی شد! آنها که متعجب شدند باور دارند که شواهد موجود در واقعیت، چنین ادعاهایی را نشان نمیدهد و شخص رهبری در معرض گزارشهای نادرست قرار دارند که چنین جملاتی را بیان میکنند و با این تصورات، کشور در معرض خطرات بزرگ قرار گرفته است.
چون در نگاه این جریانات منتقد و یا مخالف و یا حتی معاند، اوضاع کشور در بحرانیترین شرایط ممکن است و همه چیز در معرض دگرگونی قرار گرفته و احتمال وقوع حوادث به ماه و حتی هفته رسیده است و باید منتظر بود که آیا این هفته به دلیل بحرانهای اقتصادی و اجتماعی و زیست محیطی و … از درون شورش و انقلاب و کودتا و جنگ داخلی آغاز میشود و یا از بیرون اسرائیل و آمریکا حمله بزرگ را آغاز می کنند!
همه آنچه که این جریانات از وضعیت ایران امروز توصیف میکنند درست مثل وضعیت سقوط در دره است و این در حالی است که آیتالله خامنهای تاکید دارند که ما نزدیک قله هستیم و این تعبیر نزدیک به قله بودن بیش از بقیه مواردی که در بالا اشاره شد، مورد تحقیر و تمسخر منتقدین و مخالفین ایشان در چند سال اخیر قرار گرفته است!!
پس مسئله اصلی این است که آیا ما در حال سقوط پرشتاب به انتهای دره هستیم و یا آنگونه که رهبری بیان کردهاند، نزدیک قلهایم؟
ایپزود آخر
در این یادداشت قرار نیست به صراحت به این پرسش پاسخ دهیم و تعیین کنیم که ما قطعا در حال سقوط به دره هستیم و یا صعود به قله! بلکه قصد این یادداشت این است که استعاره به کار گرفته شده توسط رهبری را کمی روشنتر کند.یکی از اشتباهات رایج در فهم و ارتباط گرفتن با استعاره “نزدیک بودن به قله” در بیانات رهبری، این تصور است که نزدیک قله همه چیز خوب و راحت و جذاب و خوش است!!!
چون ما چنین تصوری داریم، این تصور را با وضعیت امروز ایران مقایسه میکنیم و به این نتیجه میرسیم که توصیف رهبری از نزدیک بودن به قله نادرست و کاملا خلاف واقعیت است!
البته این اشتباه خیلی غیرعادی و غیرطبیعی هم نیست. چون آنچه از دهه 90 به بعد تا الان بیشتر جلوه داشته و به چشم مردم آمده و در سفرههای آنها احساس شده است؛ بیشتر شدن تعداد فقرا، افزایش دائمی تورم، کاهش قدرت خرید مردم در کالا و خدماتی مثل درمان، استمرار آلودگی هوا و قطع برق و مشکلاتی از این دست بوده است که همگی نشانهها و شواهدی است از اینکه اوضاع کشور رو به وخامت است و این وضعیت شبیه نزدیک بودن یک ملت به افتخاری مانند فتح یک قله باشکوه نیست!!
اما اپیزود اول از مستندهای مربوط به فتح قله اورست برای همین بیان شد که بدانیم چقدر تصور ما از موقعیت نزدیکی به قله با واقعیت فاصله دارد و اغلب ما در این زمینه اشتباه میکنیم. ما درک درستی از آنچه آیتالله خامنهای بیان کردهاند نداریم و با این درک نادرست، توصیف ایشان از وضعیت امروز ایران را قضاوت میکنیم و بعد به این نتیجه میرسیم که رهبری در اشتباه بزرگی هستند و بعد با همین قضاوت عجولانه، رهبری را مورد نقد و تمسخر قرار میدهیم.
برعکس تصور ما، در ارتفاع بالا و نزدیک به قله همه چیز خوب نیست، اکسیژن به شدت کم شده و مواد غذایی در حال تمام شدن است، افراد دچار افت فشار شده و انرژی آنها رو به اتمام است، با جنازههایی برخورد میکنند که قبل از آنها در شوق رسیدن به قله تا آنجا رسیدهاند و الان جز استخوانهایشان چیزی نمانده است.
مسیر بسیار خطرناک و باریک شده و از همه بدتر ترس و ناامیدی به سراغ شما میآید. ناامیدی عجیبی که تمام وجود انسان را فرا میگیرد. گاهی در آن شرایط افراد از ترس سقوط، به جای کمک به همسفران، آنها را رها میکنند و یا حتی به خاطر ترس شدید، از روی آنها عبور میکنند و باعث سقوط همراهان و نزدیکان خود میشوند. حتما این جمله را این روزها بارها در بازار و اتوبوس و خیابان از مردم شنیدهاید که دیگر مردم هم به هم رحم نمیکنند!
تصور کنید این شرایط سخت و تلخی را که در نزدیک قله برای عدهای ایجاد میشود برای شما بازگو کنند و بیان نکنند که این شرایط جمعی از کوهنوردان در نزدیکی قله اورست است. حس شما چه خواهد بود؟!آیا نگران وضعیت آنها نمیشوید؟ آیا در آن لحظه این افراد را بدبخت و نزدیک به نابودی تصور نمیکنید؟
اما اگر بدانید که این حالتهای جمعی کوهنورد است که قلههای دیگری را قبلا فتح کرده و تصمیم گرفتهاند تا بلندترین قله جهان را فتح کنند و الان هم در مسیر اورست، هشت هزار متر را طی کرده و کمتر از هزار متر با فتح قله فاصله دارند، آیا حس شما تغییر نمیکند؟
آیا در ذهنتان آنها را تشویق به مقاومت و ادامه پیشروی میکنید یا به خاطر مشکلات و خطراتی که می.بینید، به آنها میگویید که از مسیری که رفتهاند برگردند تا سقوط نکنند؟
ملت ایران در انقلاب سال 57 طرح بزرگ و مسیر پرخطری را شروع کردهاست که در حد قلههای معمولی و کوهنوردیهای تفریحی نیست. این ملت تصمیم گرفتهاست در جهانی که همه تحت مدیریت و کنترل قدرتهای بزرگ هستند و بر اساس برنامهریزی جهانی آنها زندگی میکنند، به طور مستقل تصمیم بگیرد و آنگونه که خود میپسندد پیشرفت کند.
این تصمیم بزرگی است و به طور طبیعی در برابر ساختار فعلی قدرت در جهان است. قدرتهای بزرگ در غرب و حتی شرق مایل نیستند که این ساختار قدرت تغییرات بنیادین کند و از جایگاه و قدرت آنها کاسته شود. اما ایران تصمیم گرفته است که این وضعیت را تغییر دهد و این مسیر را در مقیاس ملی آغاز کرده و در اولین گام موفق شده بزرگترین حامی ابرقدرتها در خاورمیانه را سرنگون و حاکمیتی در برابر منافع و زورگویی آنها ایجاد کند. علاوه بر این ایران، دیگر ملتهای آزادیخواه و استقلال طلب را به این مقاومت مقدس برای پیشرفت دعوت میکند و در گام دوم، جبهه مقاومت منطقهای را شکل داده است.
روشن است که این راه بسیار پرخطر و پرهزینه است. ممکن است برخی بیان کنند که ایکاش این تصمیم گرفته نمیشد. ایکاش از اول وارد این مسیر نمیشدیم.
ایکاش همین الان به شرایط عادی و در چارچوب نظم جهانی که در زمان پهلوی قرار داشتیم برمیگشتیم و عنصر آرام و گوش به فرمانی در جهان ذیل امپراطوری آمریکا بودیم و مثل بسیاری از کشورهای تحت فرمان، نرمال زندگی میکردیم.
این جملات شبیه جملات کوهنوردانی است که در نزدیکی قله دچار مشکلاتی میشوند و به یأس و ناامیدی میرسند و باید خیلی زود تصمیم بگیرند. آن نقطه، زمان مناسبی برای تعلل و تأخیر نیست. وقت مناسبی برای پشیمانی و گریه و غصه هم نیست.
یا باید راه طی شده و سختیهایی که کشیدهاند و هزینههای بسیاری که دادهاند را رها کنند و برگردند تا شاید به دامنه پایین و امن کوه برسند و زنده بمانند و یا باید عزم خود را جزم کنند و این مقدار کم اما سخت و باقی مانده از مسیر را تمام کنند و شاید زنده بمانند و به قله برسند. اما قطعا تأخیر و تعلل در تصمیمگیری مساوی با سکون و یخ زدن و مرگ است.
تصمیم ملت ایران در این روزهای سخت چه خواهد بود؟
*تصویر فوق؛بخشی از تابلوی انصارالله، اثر استاد قدیریان میباشد./
دسته بندی:
برچسب ها:
پربازدیدترین ها
۲۷ مرداد ۱۴۰۴
۵ مرداد ۱۴۰۴
۵ مرداد ۱۴۰۴
۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها
نوشته های مرتبط
یادداشتی به بهانه مقاله دکتر ظریف در مجله فارینپالیسی متن اخیر دکتر ظریف…
زمان مطالعه 8 دقیقه
چند میلیون فلسطینی در کرانه باختری زندگی میکنند؛ غذا، آب، قهوه، رختخواب و… فراهم…
زمان مطالعه 2 دقیقه
1- در زمینه بحران آب متاسفانه تقلیل مساله توسط فعالان سیاسی و رسانه یا…
زمان مطالعه 4 دقیقه
استیصال، درماندگی، حیرت، و اندوه… اینها تمام داشتههای ما شدهاند در برابر اخباری که…
زمان مطالعه 3 دقیقه
یادداشت به قلم دکتر آرین طاهری گفتمان ملیگرایی سکولار و باستانگرای پهلوی، در…
زمان مطالعه 3 دقیقه
شنبه، چهارده تیر ۱۴۰۴، یک نقطۀ عطف و یک روز تاریخی برای ایران بود؛…
زمان مطالعه 3 دقیقه
1- اسرائیل تاج سر غرب است. ضربان قلب غرب است. انسان غربی صدها سال…
زمان مطالعه 3 دقیقه
🌕بی۲ و نقطه ضعف ما از ۲۰۰ سال پیش تا الان ما از حادثه…
زمان مطالعه 3 دقیقه








تصویر سازی زیبایی از وضعیت کشور صورت گرفته. احسنت
إنشاءالله مردم و مسئولین نظام با تصمیم درست، بتوانند قله را فتح کنند.
صد البته صبوری، توکل و استمداد گرفتن از خدا و توسل به اهل بیت از لوازم فتح این قله خواهد بود.