#سید_مهدی_ناظمی_قرهباغ
راقم این سطور به یاد می آورد سالها پیش و در زمانی که ایران میزبان کنفرانس سران کشورهای اسلامی جهان بود، یکی از زعمای سیاسی کشورهای اسلامی در اولین دیداری که با رهبر شهید داشت، در اظهارنظری پرحرارت و پرهیجان تجربه خود را چنین اظهار کرد که من حتماً وقتی به کشور خودم بازگردم، برای مردم توضیح خواهم داد که مردم ایران چه «پدر» بزرگ و مهربانی دارند.
در واقع نگاه به سیاستمدار به مثابه پدر، نگاهی است برآمده از نگاه اسلامی به سیاست. گاهی حضرت ختمی مرتبت(ص) و گاهی حضرت امیرالمؤمنین(ع) ملقب به پدر امت می شوند. این آموزه سیاستمدار به مثابه پدر، قابل مقایسه است با نگاه سیاستمدار به مثابه چوپان که در ادبیات مسیحیت در دوره میانه بسیار رواج داشت و بنا به اذعان فوکو نقش مهمی در شکل دهی اندیشه سیاسی غرب داشت.
رهبر شهید، در بین صدها ویژگی و نقش ریز و درشت مهم و قابل اعتنا، پدر بودن را نیز برای سیاست ایران و نیز برای فرزندان جداشده ایران و یا پناه آورده به ایران، محقق کرد. استعاره پدر بودن، اگرچه که با استعاره چوپان بودن شباهت دارد و این شباهت در محوریت «مراقبت و ولایت» نهفته است، اما از آنجا که به هر حال هر استعاره ای معنایی را دور و معنایی را نزدیک می سازد، تبعات مختلفی در اندیشه سیاسی غرب میانه و در نگاه سیاسی اسلامی ایجاد می کند.
چوپان بودن، هیچگاه منجر به یک رابطه عمیق با «گله» نمی شود. چوپان هیچ تعهدی به رشد گله ندارد و اصلاً چنین چیزی معنا ندارد. چوپان هر زمان هم که بخواهد می تواند گله را بفروشد یا آن را به مسلخ ببرد. اما پدر بودن، یک تعهد متقابل ایجاد می کند. تعهد پدر به فرزند برای رشد فرزند و برای تأمین فرزند است و تعهد فرزند هم به همراهی با پدر و در عین حال پذیرش ترکیبی از عقلانیت و احساس است. عقلانیت و احساسی که از همدیگر جدایی پذیر نیستند و این در استعاره پدر به خوبی محقق می شود. سیاستمدار ارشد، با هر جنسیتی که باشد باید پدر باشد و این پدر بودن یعنی مسؤولیت پذیری کامل، التفات داشتن و مراقبت، رشد دادن فرزند و آماده سازی او در مرحله بلوغ.
رهبر شهید انقلاب اسلامی، رهبری بود که با پدری کردن برای امت-که گویی یک استعاره ترکیبی مردانه/زنانه را تشکیل می دهد- سکون یا به تعبیر قرآن کریم، سکینه را به ارمغان می آورد. وقتی جامعه ای از سیاستمدار پدر برخوردار باشد، جامعه ای خواهد بود که سیاست برای او تبدیل به مسأله می شود. وقتی پدر غایب باشد، یکی از اولین نتایج محتمل، سیاست زدایی جامعه و طبعاً مهیا شدن جامعه برای پذیرش بردگی بی قید و شرط سلطه است. اما از آنجا که نقش پدری، آمیزشی است از ایستادن و حرکت کردن، رفت و برگشت، به دید آوردن و دیده شدن، تعقل و احساس، حضور و غیاب… خودبخود سیاست هم، درگیرکننده می شود و بیشتر اقشار جامعه، سیاسی می شوند. همین را باید مقایسه کرد با سیاست خشکی که فی المثل از ابتدا با هر گونه دگراندیشی سیاسی به صورت رادیکال مبارزه می کند و هر گونه تفاوتی را تلاش می کند از قبل شناسایی کند و محو سازد یا ناتوان کند.
باید دانست اساساً همچنان که وجود پدر به نوعی وابستگی متقابل به وجود مادر دارد، خلق امت هم وابستگی متقابل به مفهوم رهبر/پدر دارد. در واقع در پیدایش امنیت روانی و سکون روحی است که سکونت مادی هم معنا پیدا می کند و یک امت یا ملت تعین پیدا می کند. پدر در چنین سیاستی، صرفاً نمایندگی کننده قدرت مردم نیست. همچنین مخلوق به اصطلاح قرارداد اجتماعی و … نیز نیست. علاوه بر این، سیاستمدار اژدهایی نیست که گرگهای دیگر را با خوف از خود، منقاد سازد. پدر بر خلاف استعاره لویاتان که بی ربط هم به استعاره چوپان نیست، بر اساس ترس حکمرانی نمی کند و در میانه ای از خوف و رجا یا قهر و لطف حکومت می کند و درست بخاطر همین میانه است که سکینه برقرار می گردد و رشته ای از محبت و احترام به سوی مردمان سرازیر می شود.
سیاست سکینه محور، سیاستی است که سطحی از آرامش را در کل جامعه جاری و ساری می سازد و این امکان را فراهم می آورد تا در تندبادهای بی رحم زمانه ما که بحرانهای رنگارنگ جامعه را درگیر می سازد، کشور سر به سلامت ببرد. این سر به سلامت بردن، فقط این نیست که مسأله حل شود، بلکه اصلاً خود را در بلوغ یک جامعه تازه متولد شده نشان می دهد. باید به جرأت گفت که ایران علی رغم بهره مندی از تاریخی غنی و پرقدمت و طبعاً امکانات متنوع فرهنگی آن، هنوز تا انقلاب اسلامی به ملت تبدیل نشده بود. ملغمه ای از حس سنتی سیاست مبتنی بر وجود پادشاه مطلق العنان به عنوان لویاتانی در رأس همه سلاطین و ملوک(عمدتاً ایل پایه) با برخی آموزه های ناقص از اندیشه سیاسی غربی، هنوز اتفاقی را که باید در تاریخ ایران رقم نزده بود. انقلاب اسلامی در بعد سلبی، با کنار گذاشتن ایده منسوخ پادشاهی بود که به ایده ملت نزدیک شد و برای این منظور در اصل از منابع شیعی که نگاهی معنوی و ولایت محور به سیاست داشته اند و در فرع از منابع غربی که طرح کننده نگاه بشرمدار به سیاست بودند، بهره برده بود.
تحقق ملت ایران، نیازمند یک ثبوت نسبتاً بالا و تجارب متنوعی از چالشهای سیاسی و گذار از این چالشها بر مبنای توان ملی بود. عجالتاً اینجا وارد بحث از معنای ملت نمی شویم ولی حداقل باید متذکر باشیم که ملت ایران، ذاتاً دینی(مسلمان) است و این خود نوع جدیدی از ملت بودن است.
از قضای روزگار تجربه این ملت بودن، در تندبادی از حوادث سخت و سنگین انجام شد و بنابراین، بسیاری از کسانی که انتظار می رفت، یار شاطر هستند، به تدریج بار خاطر شدند و حتی از ملت ایران رویگردان شدند. از سوی دیگر عزم نظام سلطه برای حذف این الگوی متمایز فکری-سیاسی و امکانات عجیب نظام سلطه به ویژه در بعد رسانه ای، ماجرای این تجربه را سخت و برخی از شیرینی های آن را به تلخی مبدل کرد، اما دست بر قضا این منجر به این شد که وفاداران به ملت ایران سخت آزموده و آخته گردند و بنابراین این امکان هم به وجود آمده است تا ملتی بالغ خلق گردد.
فی المثل، آخرین عمل سیاسی رهبر شهید، یعنی تن دادن به مشورت سیاسی رجال سیاسی کشور مبنی بر اطمینان از واقعی بودن مذاکرات و عدم تمایل دشمن به جنگ، خود نشانگر میزان تعهد آن مرحوم به چارچوبها و رویه های سیاسی کشور بود. این اتفاق را شاید بتوان درسی عملی به امت برای شناخت مسیر آینده خود و مقابله عملی و درونز با دشمنان خود خواند. در واقع آخرین درس پدر شهید ملت، دعوت ملت جوان و تازه شکل گرفته ایران برای بلوغ سیاسی و اجتماعی بود و این دو راهی است که امروز پیش روست، انتخاب بلوغ و یا اضمحلال و نابودی همیشگی.
دسته بندی:
برچسب ها:
پربازدیدترین ها
۱۲ خرداد ۱۴۰۵
۹ خرداد ۱۴۰۵
۹ خرداد ۱۴۰۵
۹ خرداد ۱۴۰۵
۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها
دیدگاهشما لغو پاسخ
نوشته های مرتبط
مذاکره با امریکا؛ از ایدئولوژی تا استراتژی از استراتژی تا تاکتیک 🖋حمزه وطنفدا مذاکرات…
زمان مطالعه 2 دقیقه
هفت نکته مهم در پیامهای آیتالله سید مجتبی خامنهای از اسفندماه ۱۴۰۴ تا امروز…
زمان مطالعه 3 دقیقه
چه بهتر و درستتر از آنکه مزار امام شهید، مشهد و منزل و مقتلش…
زمان مطالعه 2 دقیقه
دیوید هرست، سردبیر پایگاه خبری «میدل ایست آی» در قطر که قبلا حدود سه…
زمان مطالعه 3 دقیقه
آیا جهان در حال تبدیل شدن به یک #بازی بزرگ است؟ این روزها بعید…
زمان مطالعه 3 دقیقه
🖋 مهدی افراز مونت باتن، افسر نیروی دریایی بریتانیا و آخرین نائب السلطنه در…
زمان مطالعه 3 دقیقه
🖋 فرشاد مهدیپور مرحوم استاد محمدعلی بهمنی (که حدود ۲ سال پیش از دستش…
زمان مطالعه 3 دقیقه
🖋 مهدی مجاهد تنگه هرمز امروز دیگر فقط یک آبراه بینالمللی نیست. این نقطه،…
زمان مطالعه 3 دقیقه








0