درباره فاز نهایی جنگ و حمله به شکل زندگی در ایران
#امیر_راقب
ضرب آهنگ جنگ سرعت گرفته و جنگ وارد «فاز پایانی» خود شده است (فازی که البته بهنظر میرسد طولانیترین فاز و سختترین فاز جنگ است) حالا دیگر با اطمینان بیشتری میتوان گفت که دشمن با ناکامی در فازهای پیشین جنگ، برای پایانپندی نهایی آن، بیش از آنکه به دنبال «کسب پیروزی» باشد، در پی مهار موفقیت آمیز ماشین جنگی-اجتماعی ایران و ممانعت از دستیابی ایران به یک پیروزی تاریخی است(چیزی که فعلا و اجمالا و البته تا حد زیادی الکن، آن را دستیابی به یک «رژیم امنیت منطقهای جدید» میمانیم).
مسأله تعیینکنندهی نهایی در این فاز، میزان تاب آوری ایران در برابر ضربات زیرساختی است که در ساعات و روزهای آینده، دشمن به «شکل زندگی» ما ایرانیان وارد خواهد کرد. این از قضا بهرهبرداری از سرمایهگذاری است که دشمن در طول سه دهه گذشته در راستای جهتدهی به شکل زندگی در ایران داشته و متاسفانه دستاوردهایی نیز در این زمینه داشته است. مثلاً او توانسته «کیش» را به «الگوی رفاه» و از آن بدتر، «آینده مطلوب» بخشی از ایرانیان برای ایران تبدیل کند و از آن فراتر، با جهت دادن به مدار سرمایه در ایران، تهران را به لحاظ استانداردهای زندگی طبقه متوسط آن به پیرامون دُبی بدل سازد! به نظر می رسد حتی در انتخاب زمانبندی «ضربه فلج کننده» به شکل زندگی در ایران، دشمن بهدنبالِ گرفتنِ خروجی از درونِ همین معادله است و مشخصا زمانی را انتخاب کرده که سفرهای نوروزی در اوج خود است و مطابق معمول، بخش گستردهای از مردم ایران، به مناطقی از کشور سفر کردهاند که در آن مناطق، ساختار -انصافا افتخارآمیز- خدماترسانی عمومی دولت در ایران، آسیبپذیر تر است و احتمال اختلال در «شکل زندگی» بیش از نقاطی نظیر تهران یا اصفهان است.
البته واضح است که این تمام ماجرای ایران نیست. جمهوری اسلامی نیز دستاوردهایی در جهتدادن به شکل زندگی ایرانیان داشته است که بیش از هر جای دیگری، خود را در شکل «زیستِ جمعیِ ایثارگرانه» در بخشهایی از جمعیت نشان داده است. قابلیتی که جمهوری اسلامی، آن را بیش از آنکه مدیون «شکل اداره دولت» باشد، وامدار خصلت تراژیک خود است(وجود پیوسته دشمن، و اراده پیوسته در رویایی با او).
در روزها و بلکه ساعات پیشِرو، خروجی تابآوری ایرانیان در برابر هجوم دشمن به «شکل زندگی»شان، وابسته به آن است که کدامیک از مدارهای زندگی، خواهد توانست، خود را بر اراده جمعی ایرانیان، غالب کند. آن مداری که حاصل سرمایهگذاری چند دههای غرب در ایران است، یا مداری که حاصل وجود جمهوری اسلامی است؟
اما آنچنانکه سرشتِ واقعیت، هرگز تا این اندازه، روشن و پیراسته نیست و این دو «شکل زندگی» فقط در مقام توصیف و تحلیل، تا این حد، مستقل از یکدیگرند، سرنوشت تابآوری ایرانیان نیز وابسته به آن است که این دو شکل زندگی، در ساعات و روزهای پیش رو، بیش از هر زمان دیگری، عجین و آمیخته با یکدیگر شوند. البته «یکپارچگی» هرگز نمیتواند شکل پایدار و دائمی یک نظم اجتماعی باشد، مسأله زندگی جمعی، مسألهای پیچیده و غامض است، اما ما نمیتوانیم و نباید در این لحظه، مقهور «پیچیدگی» آن شویم، همچنانکه نسخههای ما نیز در این لحظه، نمیتواند «طرحی اصولی» باشند. خطر بسیار به ما نزدیک است و هرگونه پیشنهادی نیز باید به همین اندازه، طرحی عاجل و نه برآمده از «استنتاجهای اصولی» باشد.
اگر ما تا امروز نتوانستهایم، به طرحی برای کنترل مدارهای ناسازگار شکل زندگی در ایران نائل شویم و همواره به سدّ «ملاحظات اصولی و ابدی» خوردهایم، امروز و در برابر این مخاطره حیاتی نیز نمیتوانیم منتظر شکستن این سدها بمانیم. ما ناچاریم سدها را دور بزنیم و در برابر خطری که طی ساعات و روزهای پیش رو، متوجه زندگی جمعی ماست، «اتصالهایی کوتاه برای یک همزیستی عاجل» میان مدارهای ناسازگار شکل زندگی در ایران بیابیم. اینکه از پیش، چندان برای چنین لحظهای آماده نیستیم، اینکه رسانه ما آنقدر که باید فراگیر نیست، اینکه زبان و شمایل نیروهای محافظ نظم ما آن اندازه روادارانه نیست، و هزاران کاستی دیگر، نباید ما را متوقف و مقهور سازد. چه بسا این کاستیها همهی ما را به «پذیرش» یکدیگر در این لحظه حساس، پذیرشی که ماهیتا از سر اضطرار است، موفق تر سازد تا بتوانیم بر روی شکافهای اساسی، پلهایی کوتاه بزنیم.
ما نیازمند نشان دادن شکل دیگری از «حضور مردمی» در روزها و ساعات پیش رو هستیم. آنچه تا امروز و در این بیست روز تهاجم دشمن از حضور مردم مصمّم در خیابان دیدهایم -بهرغم دستاوردهای درخشاناش- لزوماً برای ساعات و روزهای پیشِرو و جنگی که در -فاز نهایی- در پیش داریم، مفید و حتی کارآمد نیست. حالا مردم باید بتوانند مقابله با دشمن را از خیابانها به خانههایشان بیاورند: در ساعات و روزهای پیش رو، شاید لازم باشد که ما خانههایمان و استراحتگاههایمان، مایحتاج یخچالهایمان، و حتی حساب بانکیمان را با مردم، با همسایهها و با خویشاوندان شریک شویم. آنهم احتمالا با مردمی که تا امروز درباره شکل مواجهه با آنها هزاران حکم و دستورالعمل و «محاسبه «اصولی» داشتیم و در فاصلهگذاری، «حقبهجانب» بودیم. روزهای پیشرو، روزهای آزمون ماست که آیا میتوانیم این محاسبههای اصولی و این «همیشهدرست»ها را در آداب و رفتار و زندگی خود، به پای چیزی که نه در آن «همیشهی دور»، بلکه در همین نزدیکی در خطر است و پس حفاظت از آن «درستترین کار» ممکن است، «تعلیق» کنیم؟
در ساعات و روزهای پیشِرو، مردم باید بتوانند بیش از هر زمان دیگری، «دیگریِ غریبه» را به دوش بکشند. دشمن احتمالا بر اساس برآوردهایی که از وضعیت اجتماعی ایران و شکافهای عمیق آن دارد، منتظر است تا درست در لحظهای که پیروزی در جنگ، مستلزم غلبهی هریک از ما بر «مرزهای اصولی ما» است، ما را شکست دهد. چه بسا این سختترین آزمون ما باشد. چیزی که برای آن آماده نیستیم، و چهبسا همین ناآمادگی، نجاتبخش باشد و موجب شود بتوانیم با غلبه بر «محاسبات اصولی» برای غلبه بر دشمن، به سوی یکدیگر، «راهی حسابنشده» باز کنیم.
دسته بندی:
برچسب ها:
پربازدیدترین ها
۱۲ خرداد ۱۴۰۵
۹ خرداد ۱۴۰۵
۹ خرداد ۱۴۰۵
۹ خرداد ۱۴۰۵
۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها
دیدگاهشما لغو پاسخ
نوشته های مرتبط
مذاکره با امریکا؛ از ایدئولوژی تا استراتژی از استراتژی تا تاکتیک 🖋حمزه وطنفدا مذاکرات…
زمان مطالعه 2 دقیقه
هفت نکته مهم در پیامهای آیتالله سید مجتبی خامنهای از اسفندماه ۱۴۰۴ تا امروز…
زمان مطالعه 3 دقیقه
چه بهتر و درستتر از آنکه مزار امام شهید، مشهد و منزل و مقتلش…
زمان مطالعه 2 دقیقه
دیوید هرست، سردبیر پایگاه خبری «میدل ایست آی» در قطر که قبلا حدود سه…
زمان مطالعه 3 دقیقه
آیا جهان در حال تبدیل شدن به یک #بازی بزرگ است؟ این روزها بعید…
زمان مطالعه 3 دقیقه
🖋 مهدی افراز مونت باتن، افسر نیروی دریایی بریتانیا و آخرین نائب السلطنه در…
زمان مطالعه 3 دقیقه
🖋 فرشاد مهدیپور مرحوم استاد محمدعلی بهمنی (که حدود ۲ سال پیش از دستش…
زمان مطالعه 3 دقیقه
🖋 مهدی مجاهد تنگه هرمز امروز دیگر فقط یک آبراه بینالمللی نیست. این نقطه،…
زمان مطالعه 3 دقیقه








0