استیصال، درماندگی، حیرت، و اندوه… اینها تمام داشتههای ما شدهاند در برابر اخباری که هر روزه از غزه میرسند؛ اخباری که استخوان را میسوزانند و چشم را طاقت دیدنشان نیست. تصاویر، یکی پس از دیگری، از ویرانی، از گرسنگی، از مرگ کودکان، مادران از بمباران که حتی برای دفنشان خاکی نمانده. ما، تماشاگرانی بیدفاع، در حلقهی اخبار ایستادهایم و تنها کاری که از دستمان برمیآید، آهیست در دل یا گریهای در خلوت یا فرار از اخبار و عکس ها تا روان مان بیش از این از هم فرونپاشد، تا آنجا که کار به جایی رسیده است که برای ماندن در مدار انسانبودن، گویی راهی جز امساک از خوردن، جز گرسنگیِ ارادی، برایمان باقی نمانده است؛ گویی تنها با نخوردن، میتوانیم اندکی از شرمساریمان را فرو بنشانیم.
چه کسی فکر می کرد که روزی جهان به نقطهای برسد که آخرین سنگر انسانبودن، گرسنگی دادن به خویشتن برای دفاع از مظلوم شود؟ که آخرین تلاش بشر برای ماندن در مدار انسانیت، امساک از خوردن باشد؟
ما به ژرفای استیصال و ناتوانی سقوط کردهایم؛ چنان که گویی تنها امکان یاریرساندنمان، همدردی از راه بینان ماندن است. یک سال و اندیست که جهانی با نزدیک به هشت میلیارد شاهد، تماشاگر مردمیست که هر روز کشته میشوند، خانههایشان زیر خاک میرود، کودکانشان بینان میمانند، و هنوز نه جنایت متوقف شده و نه جنایتکاران شرم کردهاند؛ بلکه برعکس، اینان امروز خود را مستحق جایزه صلح میدانند!
وه که چه جهان مشمئزکنندهایست! و انسان، چه سطحی از رذالت را تجربه میکند. “نا-انسان” ظهور کرده و در اوج قدرت است؛ هیولایی با نقاب تمدن، که به خونخواری و کشتار فخر میفروشد؛ و در برابر او، بازماندهی انسان، مستأصل و مفلوک، تنها تماشاگر مرگ تدریجی همنوع خویش است.
صفحهای دیگر از ننگ دارد بر پردهی تاریخ حک میشود؛ و این بار، نهفقط عاملان، که ساکتان و تماشاچیان نیز، همه در این جنایت سهیماند.
چنان عطش زندهماندن و میل به دوام این دوزخِ بیمعنا، در جانها ریشه دوانده که حتی “فکر” مبارزه، دعوت به خیزش، یا جنگ برای عدالت، ناممکن شده است؛ از ترس آنکه مبادا آرامشمان بر هم بخورد، مبادا بمبی بر سرمان فرود آید، مبادا با مرگ مواجه شویم.
ملت ایران اما در این میانه، سرافراز ایستاده است؛ تنها ایستاده، تنها هزینه داده، تنها بیش از هزار تن از بهترین فرزندانش را به این راه تقدیم کرده است. نه ساکت ماند، نه نظارهگر. برخاست، فریاد زد، جنگید. و باز هم دریغ که این ایستادگی، نتوانست جلوی نسلکشی را بگیرد.
تشت رسوایی تمامی ادعاهای اخلاقی و فلسفی غرب، مدتهاست فرو افتاده؛ بیآبروییِ تمدنی که مدعی انسانگراییست، اکنون عیان است. اما چه ارزش دارد زمانی که در آن گوشهی فراموششدهی جهان، در آن باریکهی غریب، مردمی هنوز از گرسنگی میمیرند، از بمباران کشته میشوند، و حیاتشان لحظهبهلحظه به ویرانی نزدیکتر میشود.
این است فرجام آن بهشتی که انسان میخواست بر زمین بنا کند. همان مدینهی فاضلهای که عقل نوین، در سودای ساختنش، از سنت برید و از آسمان روی برتافت. همان جهانی که علم، ابزارهایش را ساخت؛ تکنولوژی، پیاش را ریخت؛ و عقل مدرن، درهایش را گشود؛ جهانی که قرار بود عدالت را نهادینه کند، کرامت را پاس دارد، و آزادی را به کف هر انسان بنشاند.
رویای انسانی که با بیکن آغاز شد، با دکارت سامانی یافت، در کانت و هگل اوج گرفت، و در نیچه و هایدگر شک کرد و فرو ریخت. اکنون، همین عقلِ مدرن، با همان ابزارهایی که قرار بود عدالت را ممکن سازند، نسلکشی را مدیریت میکند؛ انسانکشی را توجیه میکند؛ و با افتخار، بر ویرانههای اخلاق، پرچم “صلح” برمیافرازد.
بهشت زمینیِ موعود، سرانجام در هیأت دوزخی پدیدار شده است که تاریخ نظیرش را ندیده بود. نه در آشوویتس، نه در هیروشیما، و نه در رواندا. اکنون این دوزخ، نه از دل بربریت، که از دل عقلانیت برآمده است؛ و این، فاجعه را ژرفتر، و شر را ساختاریتر کرده است.
مدرنیتهای که قرار بود طرحی نو دراندازد و جهانی نو بسازد، ناتمام ماند؛ و اکنون نیمهکاره، نیمهجان و نیمهانسان، در میدانهای جنگ و محاصره، و بر تنهای بیجان کودکان، خود را تمام کرده است. پروژهی کنشهای ارتباطی آزاد و گفتوگوی عقلانی که هابرماس نویدش را میداد، در برابر اولین قتلعام، به سکوتی مرگبار فرو رفت. و اکنون، این صحنهی تاریخ است که همهی این ناکامیها و نیرنگها را با وضوح تمام به نمایش گذاشته است.
دسته بندی:
برچسب ها:
پربازدیدترین ها
۲۷ مرداد ۱۴۰۴
۵ مرداد ۱۴۰۴
۵ مرداد ۱۴۰۴
۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها
دیدگاهشما لغو پاسخ
نوشته های مرتبط
یادداشتی به بهانه مقاله دکتر ظریف در مجله فارینپالیسی متن اخیر دکتر ظریف…
زمان مطالعه 8 دقیقه
چند میلیون فلسطینی در کرانه باختری زندگی میکنند؛ غذا، آب، قهوه، رختخواب و… فراهم…
زمان مطالعه 2 دقیقه
1- در زمینه بحران آب متاسفانه تقلیل مساله توسط فعالان سیاسی و رسانه یا…
زمان مطالعه 4 دقیقه
استیصال، درماندگی، حیرت، و اندوه… اینها تمام داشتههای ما شدهاند در برابر اخباری که…
زمان مطالعه 3 دقیقه
یادداشت به قلم دکتر آرین طاهری گفتمان ملیگرایی سکولار و باستانگرای پهلوی، در…
زمان مطالعه 3 دقیقه
شنبه، چهارده تیر ۱۴۰۴، یک نقطۀ عطف و یک روز تاریخی برای ایران بود؛…
زمان مطالعه 3 دقیقه
1- اسرائیل تاج سر غرب است. ضربان قلب غرب است. انسان غربی صدها سال…
زمان مطالعه 3 دقیقه
🌕بی۲ و نقطه ضعف ما از ۲۰۰ سال پیش تا الان ما از حادثه…
زمان مطالعه 3 دقیقه







0